microprogram

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊˌprəʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊˌprɒɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها که عملیات میکروپروسسور یک کامپیوتر را کنترل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microprogram control

کنترل میکرونیوم

microprogram execution

اجرای میکرونیوم

microprogram memory

حافظه میکرونیوم

microprogram architecture

معماری میکرونیوم

microprogram instruction

دستورالعمل میکرونیوم

microprogram design

طراحی میکرونیوم

microprogram update

به‌روزرسانی میکرونیوم

microprogram debugging

اشکال‌زدایی میکرونیوم

microprogram interface

رابط میکرونیوم

microprogram optimization

بهینه‌سازی میکرونیوم

جملات نمونه

the microprogram controls the device's operation.

میکروبرنامه‌ریزی کنترل عملکرد دستگاه را کنترل می‌کند.

developing a new microprogram requires careful planning.

توسعه یک میکروبرنامه جدید نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

each microprogram consists of several instructions.

هر میکروبرنامه شامل چندین دستورالعمل است.

the microprogram can enhance system performance.

میکروبرنامه می‌تواند عملکرد سیستم را بهبود بخشد.

he is writing a microprogram for the embedded system.

او در حال نوشتن یک میکروبرنامه برای سیستم تعبیه شده است.

understanding microprogramming is essential for engineers.

درک میکروبرنامه‌نویسی برای مهندسان ضروری است.

the microprogram architecture is quite complex.

معماری میکروبرنامه بسیار پیچیده است.

testing the microprogram is a critical step in development.

تست میکروبرنامه یک مرحله حیاتی در توسعه است.

microprogramming allows for more flexible control.

میکروبرنامه‌نویسی امکان کنترل انعطاف‌پذیرتر را فراهم می‌کند.

they are optimizing the microprogram for better efficiency.

آنها در حال بهینه‌سازی میکروبرنامه برای بهبود کارایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید