firmware

[ایالات متحده]/ˈfɜːm.wɛə/
[بریتانیا]/ˈfɜrm.wɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم‌افزار دائمی برنامه‌ریزی شده در حافظه فقط خواندنی

عبارات و ترکیب‌ها

update firmware

به‌روزرسانی نرم‌افزار

firmware version

نسخه نرم‌افزار

install firmware

نصب نرم‌افزار

firmware upgrade

ارتقاء نرم‌افزار

firmware reset

بازنشانی نرم‌افزار

download firmware

دانلود نرم‌افزار

firmware settings

تنظیمات نرم‌افزار

firmware issue

مشکل نرم‌افزار

firmware file

فایل نرم‌افزار

firmware tool

ابزار نرم‌افزار

جملات نمونه

the firmware needs to be updated regularly.

نرم‌افزار باید به طور منظم به‌روزرسانی شود.

he flashed the firmware on his device.

او نرم‌افزار را روی دستگاه خود فلش کرد.

firmware upgrades can improve device performance.

ارتقاء نرم‌افزار می‌تواند عملکرد دستگاه را بهبود بخشد.

she downloaded the latest firmware version.

او آخرین نسخه نرم‌افزار را دانلود کرد.

firmware issues can lead to system failures.

مشکلات نرم‌افزار می‌تواند منجر به خرابی سیستم شود.

the manufacturer released new firmware for the printer.

تولید کننده نرم افزار جدیدی برای چاپگر منتشر کرد.

make sure to back up your firmware settings.

مطمئن شوید که تنظیمات نرم‌افزار خود را پشتیبان‌گیری کنید.

he is an expert in firmware development.

او یک متخصص در توسعه نرم‌افزار است.

updating firmware can fix security vulnerabilities.

به‌روزرسانی نرم‌افزار می‌تواند آسیب‌پذیری‌های امنیتی را برطرف کند.

she encountered an error while installing the firmware.

او هنگام نصب نرم‌افزار با خطایی مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید