microvessel

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊˌvɛsl/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊˌvɛsl/

ترجمه

n. یک رگ خونی بسیار کوچک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microvessel density

چگالی رگ‌های کوچک

microvessel formation

تشکیل رگ‌های کوچک

microvessel network

شبکه رگ‌های کوچک

microvessel wall

دیواره رگ‌های کوچک

microvessel permeability

نفوذپذیری رگ‌های کوچک

microvessel obstruction

انسداد رگ‌های کوچک

microvessel imaging

تصویربرداری از رگ‌های کوچک

microvessel analysis

تجزیه و تحلیل رگ‌های کوچک

microvessel growth

رشد رگ‌های کوچک

microvessel repair

ترمیم رگ‌های کوچک

جملات نمونه

the microvessel structure is crucial for nutrient exchange.

ساختار ریزرگ‌ها برای تبادل مواد مغذی بسیار مهم است.

researchers studied the formation of microvessels in tumors.

محققان تشکیل ریزرگ‌ها در تومورها را مطالعه کردند.

microvessels play a key role in the circulatory system.

ریز رگ‌ها نقش مهمی در سیستم گردش خون ایفا می‌کنند.

damage to microvessels can lead to serious health issues.

آسیب به ریزرگ‌ها می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the density of microvessels can indicate tissue health.

تراکم ریزرگ‌ها می‌تواند نشان‌دهنده سلامت بافت باشد.

microvessel imaging techniques are improving rapidly.

تکنیک‌های تصویربرداری ریزرگ‌ها به سرعت در حال بهبود هستند.

inflammation can affect the permeability of microvessels.

التهاب می‌تواند بر نفوذپذیری ریزرگ‌ها تأثیر بگذارد.

new therapies target microvessel growth in cancer treatment.

درمان‌های جدید بر رشد ریزرگ‌ها در درمان سرطان هدف گذاری می‌کنند.

microvessel networks are essential for wound healing.

شبکه‌های ریزرگی برای ترمیم زخم ضروری هستند.

the study focused on the role of microvessels in diabetes.

مطالعه بر نقش ریزرگ‌ها در دیابت متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید