middlebrows

[ایالات متحده]/ˈmɪdlbraʊz/
[بریتانیا]/ˈmɪdlbraʊz/

ترجمه

n. فردی با هوش و دانش متوسط; میان‌مایگی
adj. بسیار عادی; فقط دارای سواد فرهنگی متوسط

عبارات و ترکیب‌ها

middlebrows culture

فرهنگ مخاطبان میانی

middlebrows art

هنر مخاطبان میانی

middlebrows audience

مخاطبان میانی

middlebrows taste

سلیقه مخاطبان میانی

middlebrows literature

ادبیات مخاطبان میانی

middlebrows music

موسیقی مخاطبان میانی

middlebrows criticism

نقد و بررسی مخاطبان میانی

middlebrows values

ارزش‌های مخاطبان میانی

middlebrows trends

روندهای مخاطبان میانی

middlebrows lifestyle

سبک زندگی مخاطبان میانی

جملات نمونه

middlebrows often enjoy popular culture.

افراد با سلیقه‌ی متوسط اغلب از فرهنگ عامه لذت می‌برند.

she considers herself a middlebrow intellectual.

او خود را یک متفکر با سلیقه‌ی متوسط می‌داند.

middlebrows tend to avoid avant-garde art.

افراد با سلیقه‌ی متوسط معمولاً از هنر آوانگارد دوری می‌کنند.

his taste in music is quite middlebrow.

سلیقه‌ی موسیقی او کاملاً متوسط است.

middlebrows appreciate accessible literature.

افراد با سلیقه‌ی متوسط ادبیات قابل دسترس را ارزیابی می‌کنند.

many middlebrows prefer mainstream films.

بسیاری از افراد با سلیقه‌ی متوسط فیلم‌های جریان اصلی را ترجیح می‌دهند.

she writes for a middlebrow audience.

او برای مخاطبان با سلیقه‌ی متوسط می‌نویسد.

middlebrows often seek entertainment over depth.

افراد با سلیقه‌ی متوسط اغلب سرگرمی را بر عمق ترجیح می‌دهند.

he criticized the middlebrow nature of the exhibition.

او به ذات میانه پسندانه‌ی نمایشگاه انتقاد کرد.

middlebrows are often seen as culturally conservative.

افراد با سلیقه‌ی متوسط اغلب به عنوان افرادی با دیدگاه‌های فرهنگی محافظه‌کارانه تلقی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید