midrib

[ایالات متحده]/ˈmɪdrɪb/
[بریتانیا]/ˈmɪdrɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رگ مرکزی یک برگ؛ رگ اصلی یک برگ گیاه
Word Forms
جمعmidribs

عبارات و ترکیب‌ها

midrib vein

شریان میانی

midrib structure

ساختار میانی

midrib width

عرض میانی

midrib position

موقعیت میانی

midrib growth

رشد میانی

midrib thickness

ضخامت میانی

midrib anatomy

آناتومی میانی

midrib color

رنگ میانی

midrib development

توسعه میانی

midrib function

عملکرد میانی

جملات نمونه

the midrib of the leaf is crucial for its support.

نِرَمید برگ برای حمایت از آن حیاتی است.

in botany, the midrib is often used to identify plant species.

در گیاه‌شناسی، نِرَمید اغلب برای شناسایی گونه‌های گیاهی استفاده می‌شود.

some leaves have a prominent midrib that stands out.

برخی از برگ‌ها دارای نِرَمید برجسته‌ای هستند که مشخص است.

the midrib connects the leaf blade to the petiole.

نِرَمید پرده برگ را به ساقه متصل می‌کند.

photosynthesis occurs mainly in the leaf, supported by the midrib.

فتوسنتز عمدتاً در برگ رخ می‌دهد که توسط نِرَمید پشتیبانی می‌شود.

damage to the midrib can affect the entire leaf's health.

آسیب به نِرَمید می‌تواند بر سلامت کل برگ تأثیر بگذارد.

the midrib helps transport water and nutrients throughout the leaf.

نِرَمید به حمل آب و مواد مغذی در سراسر برگ کمک می‌کند.

some plants have multiple midribs for added strength.

برخی از گیاهان دارای نِرَمیدهای متعدد برای افزایش استحکام هستند.

observing the midrib can reveal a lot about a plant's adaptation.

مشاهده نِرَمید می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد سازگاری یک گیاه آشکار کند.

the midrib is often a distinguishing feature in leaf morphology.

نِرَمید اغلب یک ویژگی متمایز در مورفولوژی برگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید