midshipman

[ایالات متحده]/'mɪdʃɪpmən/
[بریتانیا]/'mɪdʃɪpmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجوی آکادمی دریایی، افسر منصوب در نیروی دریایی بریتانیا زیر درجه ستوان.
Word Forms

جملات نمونه

The midshipman was responsible for navigating the ship.

آن افسر دانشجو مسئول هدایت کشتی بود.

The midshipman trained hard to become a naval officer.

آن افسر دانشجو برای تبدیل شدن به افسر نیروی دریایی سخت تمرین کرد.

The midshipman reported to the captain for duty.

آن افسر دانشجو برای انجام وظیفه به کاپیتان گزارش داد.

As a midshipman, he learned the ropes of sailing.

همانطور که افسر دانشجو بود، او فنون کشتی‌نویسی را آموخت.

The midshipman assisted in the maintenance of the ship.

آن افسر دانشجو در نگهداری کشتی کمک کرد.

She aspired to be a midshipman in the navy.

او آرزو داشت افسر دانشجو در نیروی دریایی باشد.

The midshipman stood watch on the deck all night.

آن افسر دانشجو تمام شب بر عرشه نگهبانی داد.

He was promoted from midshipman to lieutenant after graduation.

پس از فارغ التحصیلی، او از مقام افسر دانشجو به درجه ستوان ارتقا یافت.

The midshipman demonstrated excellent leadership skills during the training exercises.

آن افسر دانشجو در طول تمرینات آموزشی مهارت‌های رهبری عالی نشان داد.

She was the only female midshipman in her class.

او تنها افسر دانشجو زن در کلاس او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید