mildnesses

[ایالات متحده]/ˈmaɪldnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmaɪldnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت ملایم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

mildnesses of nature

آرامش‌های طبیعت

mildnesses in climate

آرامش‌های آب و هوا

mildnesses of tone

آرامش‌های لحن

mildnesses of flavor

آرامش‌های طعم

mildnesses in attitude

آرامش‌های نگرش

mildnesses of expression

آرامش‌های بیان

mildnesses of weather

آرامش‌های هواشناسی

mildnesses in behavior

آرامش‌های رفتار

mildnesses of light

آرامش‌های نور

mildnesses in design

آرامش‌های طراحی

جملات نمونه

the mildnesses of the climate make it suitable for year-round gardening.

آرامش و ملایمت آب و هوا آن را برای باغبانی سالنواخت مناسب می سازد.

different mildnesses in flavors can enhance the dining experience.

تفاوت های ملایم در طعم ها می تواند تجربه غذا خوردن را ارتقا دهد.

she appreciated the mildnesses of his personality, which made him easy to get along with.

او از ملایمت های شخصیت او قدردانی کرد که باعث می شد با او ارتباط برقرار کردن آسان باشد.

the mildnesses of the medication helped reduce side effects.

ملایمت داروها به کاهش عوارض جانبی کمک کرد.

in the discussion, they acknowledged the mildnesses in their arguments.

در بحث، آنها به ملایمت در استدلال های خود اعتراف کردند.

the artist captured the mildnesses of the sunset beautifully.

هنرمند به زیبایی ملایمت غروب خورشید را به تصویر کشید.

her mildnesses made her a beloved figure in the community.

ملایمت او باعث شد شخصیتی محبوب در جامعه باشد.

they discussed the mildnesses of various teaching methods.

آنها روش های مختلف تدریس و ملایمت های آن را مورد بحث قرار دادند.

the mildnesses of the breeze were refreshing on a hot day.

ملایمت نسیم در یک روز گرم دلپذیر بود.

he noted the mildnesses in her tone during the conversation.

او به ملایمت در لحن او در طول مکالمه توجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید