milers

[ایالات متحده]/'maɪlə/
[بریتانیا]/ˈmaɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دونده‌ای که در مسابقات یک مایلی شرکت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

miler's pace

گام‌های میلر

seasoned miler

دوندگای با تجربه

جملات نمونه

He is a seasoned miler, having competed in numerous races.

او یک دونده میله با تجربه است، زیرا در مسابقات متعددی شرکت کرده است.

She trained hard to become a faster miler.

او سخت تمرین کرد تا به یک دونده میله سریعتر تبدیل شود.

The miler broke the record in the recent competition.

دوندۀ میله رکورد را در مسابقه اخیر شکست.

The elite miler crossed the finish line with a strong kick.

دوندۀ میله نخبه با یک ضربه قوی خط پایان را پشت سر گذاشت.

She aspires to be a professional miler one day.

او آرزو دارد یک روز دوندۀ میله حرفه‌ای شود.

The miler's endurance was tested during the marathon.

استقامت دونده میله در طول ماراتن مورد آزمایش قرار گرفت.

He set a personal best time as a miler last season.

او در فصل گذشته به عنوان دونده میله بهترین زمان شخصی خود را ثبت کرد.

The miler's pace was consistent throughout the race.

سرعت دونده میله در طول مسابقه ثابت بود.

She enjoys the solitude of long runs as a miler.

او از تنهایی دویدن‌های طولانی به عنوان یک دونده میله لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید