milices

[ایالات متحده]//mɪˈlɪsiːz//
[بریتانیا]//mɪˈlɪsiːz//

ترجمه

n. جمع میلیشیا؛ جمعیت سربازان؛ میلیشیاها

جملات نمونه

the armed militias controlled the border regions.

گروه‌های مسلح نیروهای مرزی را کنترل می‌کردند.

local militias defended their villages from attackers.

گروه‌های مسلح محلی از روستاهای خود در برابر حمله‌کنندگان دفاع می‌کردند.

paramilitary militias were accused of human rights violations.

گروه‌های مسلح نیمه‌نظامی به ارتکاب تخلفات حقوق بشری متهم شدند.

rebel militias seized control of the capital.

گروه‌های مسلح مятежی کنترل پایتخت را در دست گرفتند.

government militias were deployed to restore order.

گروه‌های مسلح دولت برای بازگرداندن نظم نیرویی اعزام شدند.

volunteer militias joined the national defense effort.

گروه‌های مسلح داوطلب به تلاش برای دفاع ملی پیوستند.

the militias were organized by local leaders.

گروه‌های مسلح توسط رهبران محلی سازماندهی شدند.

armed militias attacked the government buildings.

گروه‌های مسلح به ساختمان‌های دولتی حمله کردند.

several militias merged into a single force.

چند گروه مسلح به یک نیرو تجمُع یافتند.

the militias fought bravely but were ultimately defeated.

گروه‌های مسلح با شجاعت می‌جنگیدند اما در نهایت شکست خورده‌اند.

foreign powers armed the rebel militias.

قدرت‌های خارجی گروه‌های مسلح مятеж را تجهیز کردند.

militias from both sides signed a peace agreement.

گروه‌های مسلح از هر دو طرف یک معاهده صلح را امضا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید