milkman

[ایالات متحده]/'mɪlkmən/
[بریتانیا]/'mɪlkmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که شیر تحویل می‌دهد

جملات نمونه

Have you paid the milkman this month?

آیا این ماه به شیرپاس پرداخت کرده اید؟

a milkman; a congressman; a freeman.

یک جوان شیردوش؛ یک نماینده کنگره؛ یک انسان آزاد.

I have paid the milkman this month.

من این ماه به شیرپاس پرداخت کرده ام.

The milkman selected the spotted cows,from among a herd of two hundred.

شیرپاس از میان یک گله دو صد تایی، گاوهای خالدار را انتخاب کرد.

She could tell the approach of the milkman by the whistled notes that somehow always flatted.

او می توانست با توجه به نت های ویولن که همیشه به نحوی بم بودند، نزدیک شدن شیرپاس را تشخیص دهد.

The milkman delivers fresh milk every morning.

شیرپاس هر روز صبح شیر تازه تحویل می دهد.

The milkman left a note for the customer.

شیرپاس برای مشتری یادداشتی گذاشت.

The milkman wears a white uniform.

شیرپاس لباس سفید می پوشد.

The milkman drives a milk truck.

شیرپاس یک کامیون شیر می راند.

The milkman collects empty bottles for recycling.

شیرپاس برای بازیافت، بطری های خالی جمع آوری می کند.

The milkman is a familiar face in the neighborhood.

شیرپاس چهره آشنایی در محله است.

The milkman's route includes several stops.

مسیر شیرپاس شامل چندین توقف است.

The milkman always greets customers with a smile.

شیرپاس همیشه با لبخند با مشتریان خوش و بشو می کند.

The milkman provides dairy products in addition to milk.

شیرپاس علاوه بر شیر، محصولات لبنی نیز ارائه می دهد.

The milkman ensures that the milk is kept cold during delivery.

شیرپاس اطمینان می دهد که شیر در طول تحویل سرد نگه داشته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید