milled

[ایالات متحده]/mɪld/
[بریتانیا]/mɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خرد شده یا آسیاب شده به پودر؛ شکل‌گرفته یا تمام شده توسط آسیاب کردن
v. زمان گذشته‌ی آسیاب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

milled flour

آرد الیاف‌دار

milled grains

غلات آسیاب شده

milled wood

چوب آسیاب شده

milled corn

ذرت آسیاب شده

milled rice

برنج آسیاب شده

milled barley

جو آسیاب شده

milled oats

جو دوسر آسیاب شده

milled sugar

شکر آسیاب شده

milled spices

ادویه‌های آسیاب شده

milled coffee

قهوه آسیاب شده

جملات نمونه

the wheat was milled into flour.

گندم به آرد تبدیل شد.

they milled the wood for the new furniture.

آنها چوب را برای مبلمان جدید خرد کردند.

he milled the grains to make his own bread.

او غلات را خرد کرد تا نان خودش را درست کند.

the factory milled the metal into sheets.

کارخانه فلز را به ورق تبدیل کرد.

she prefers milled rice for her dishes.

او برنج آسیاب شده را برای غذاهایش ترجیح می دهد.

the coffee beans were freshly milled.

دانه‌های قهوه به طور تازه آسیاب شدند.

they milled the corn to make tortillas.

آنها ذرت را خرد کردند تا تورتیلا درست کنند.

he milled the herbs to enhance the flavor.

او گیاهان دارویی را خرد کرد تا طعم را افزایش دهد.

the company milled the plastic for various products.

شرکت پلاستیک را برای محصولات مختلف خرد کرد.

she bought milled flaxseed for her smoothie.

او تخم کتان آسیاب شده برای اسموتی خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید