milt

[ایالات متحده]/mɪlt/
[بریتانیا]/mɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غده تولید مثل مذکر پر از اسپرم ماهی؛ اسپرم ماهی
vt. بارور کردن (تخم‌ماهیان)

جملات نمونه

cyprinin The toxic substance obtained from the milt of the carp, Cyprinus carpio.

سایپرینین، ماده سمی حاصل از مِلت کارپ، Cyprinus carpio.

salmin A term proposed to designate a toxic substance in the milt of salmon.

سالمین: اصطلاحی که برای تعیین یک ماده سمی در تخم ماهی سالمون پیشنهاد شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید