mimicries

[ایالات متحده]/'mɪmɪkrɪ/
[بریتانیا]/'mɪmɪkri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقلید; مهارت تقلید.

جملات نمونه

Many animals use mimicry to blend in with their surroundings.

بسیاری از حیوانات از تقلید برای مخلوط شدن با محیط اطراف خود استفاده می‌کنند.

The insect's mimicry of a leaf helps it avoid predators.

تقلید حشره از یک برگ به آن کمک می‌کند تا از شکارچیان اجتناب کند.

Some birds have developed mimicry to imitate the calls of other species.

برخی از پرندگان تقلید را برای تقلید از صدای گونه‌های دیگر توسعه داده‌اند.

The octopus's mimicry allows it to change color and texture to match its surroundings.

تقلید اختاپوس به آن اجازه می‌دهد تا رنگ و بافت خود را با محیط اطراف مطابقت دهد.

Human babies often exhibit mimicry by imitating facial expressions.

نوزادان انسان اغلب با تقلید از حالات چهره، تقلید از خود نشان می‌دهند.

Some artists use mimicry in their work to replicate famous paintings.

برخی از هنرمندان از تقلید در آثار خود برای بازسازی نقاشی‌های معروف استفاده می‌کنند.

Certain plants have evolved mimicry to resemble harmful species and deter herbivores.

برخی از گیاهان تقلید را برای شبیه شدن به گونه‌های مضر و بازدارندگی گیاهان‌خوار تکامل داده‌اند.

The comedian's mimicry of famous politicians always gets a big laugh from the audience.

تقلید کمدین از سیاستمداران مشهور همیشه خنده بزرگی از تماشاچیان می‌گیرد.

In the animal kingdom, mimicry is a common survival strategy used for protection.

در پادشاهی حیوانات، تقلید یک استراتژی بقای رایج است که برای محافظت استفاده می‌شود.

Certain insects have evolved mimicry to resemble more dangerous species and avoid predators.

برخی از حشرات تقلید را برای شبیه شدن به گونه‌های خطرناک‌تر و اجتناب از شکارچیان تکامل داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید