minelayers

[ایالات متحده]/ˈmaɪnˌleɪə/
[بریتانیا]/ˈmaɪnˌleɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کشتی یا هواپیما که برای گذاشتن مین طراحی شده است؛ وسیله‌ای که مین‌های دریایی را رها می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

minelayer ship

کشتی مین‌ریز

minelayer operations

عملیات مین‌ریزی

minelayer vessel

کشتی مین‌ریز

minelayer deployment

استقرار مین‌ریز

minelayer technology

فناوری مین‌ریز

minelayer mission

ماموریت مین‌ریز

minelayer capabilities

قابلیت‌های مین‌ریز

minelayer systems

سیستم‌های مین‌ریز

minelayer craft

وسایل مین‌ریزی

minelayer strategies

استراتژی‌های مین‌ریزی

جملات نمونه

the minelayer was deployed to secure the harbor.

کشتی مین‌ریز برای تأمین امنیت بندر مستقر شد.

during the exercise, the minelayer demonstrated its capabilities.

در طول تمرین، کشتی مین‌ریز توانایی‌های خود را نشان داد.

the navy commissioned a new minelayer for its fleet.

ناوگان برای ناوگان خود یک کشتی مین‌ریز جدید سفارش داد.

the minelayer's mission was to lay a defensive perimeter.

ماموریت کشتی مین‌ریز ایجاد یک حصار دفاعی بود.

minelayers play a crucial role in naval warfare.

کشتی‌های مین‌ریز نقش مهمی در جنگ‌های دریایی ایفا می‌کنند.

the crew trained extensively on the minelayer.

خدمه به طور گسترده روی کشتی مین‌ریز آموزش دیدند.

minelayer operations require careful planning and execution.

عملیات کشتی مین‌ریز نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق دارد.

the minelayer successfully completed its deployment.

کشتی مین‌ریز با موفقیت استقرار خود را تکمیل کرد.

new technologies have improved the efficiency of minelayers.

فناوری‌های جدید باعث بهبود کارایی کشتی‌های مین‌ریز شده است.

the minelayer encountered rough seas during its mission.

کشتی مین‌ریز در طول ماموریت خود با آب‌های خروشان مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید