mini-farm idea
ایده کشاورزی کوچک
own a mini-farm
یک کشاورزی کوچک داشته باشید
mini-farm project
پروژه کشاورزی کوچک
mini-farming business
کسب و کار کشاورزی کوچک
mini-farm life
زندگی کشاورزی کوچک
mini-farm setup
نصب کشاورزی کوچک
mini-farm tour
گردش کشاورزی کوچک
mini-farming now
کشاورزی کوچک امروز
mini-farm success
موفقیت کشاورزی کوچک
mini-farm design
طراحی کشاورزی کوچک
we started a mini-farm in our backyard to grow fresh vegetables.
ما یک مینی فارم کوچک در باگیچهی خود شروع کردیم تا سبزیجات تازه را کاشتهیم.
the mini-farm provided a fun learning experience for the children.
مینی فارم به کودکان یک تجربهی یادگیری سرگرمی بخش بخشید.
our mini-farm focuses on organic gardening practices.
مینی فارم ما روی روشهای کشاورزی ارگانیک تمرکز دارد.
she designed a beautiful mini-farm with raised garden beds.
او یک مینی فارم زیبایی با باغچههای بلند طراحی کرد.
maintaining a mini-farm requires regular weeding and watering.
نگهداری از یک مینی فارم نیاز به حذف گیاهان ناخواسته و آبیاری منظم دارد.
the mini-farm yielded a surprising amount of produce this year.
این مینی فارم در این سال مقداری محصول غیرمنتظره تولید کرد.
he built a small chicken coop on his mini-farm.
او یک کوچکترین دوازدهگان مرغ را در مینی فارم خود ساخت.
we expanded our mini-farm to include a small greenhouse.
ما مینی فارم خود را گسترش دادیم تا یک گلخانه کوچک را شامل شود.
the mini-farm is a great way to promote sustainable living.
مینی فارم یک روش عالی برای ترویج زندگی پایدار است.
they sell their mini-farm produce at the local farmers market.
آنها محصولات مینی فارم خود را در بازار کشاورزان محلی بفروش میرسانند.
a mini-farm can be a rewarding hobby for retirees.
یک مینی فارم میتواند یک سرگرمی مفید برای بازنشستگان باشد.
the mini-farm's success inspired our neighbors to start their own.
موفقیت مینی فارم ما همسایگان ما را به شروع مینی فارم خودشان تشویق کرد.
mini-farm idea
ایده کشاورزی کوچک
own a mini-farm
یک کشاورزی کوچک داشته باشید
mini-farm project
پروژه کشاورزی کوچک
mini-farming business
کسب و کار کشاورزی کوچک
mini-farm life
زندگی کشاورزی کوچک
mini-farm setup
نصب کشاورزی کوچک
mini-farm tour
گردش کشاورزی کوچک
mini-farming now
کشاورزی کوچک امروز
mini-farm success
موفقیت کشاورزی کوچک
mini-farm design
طراحی کشاورزی کوچک
we started a mini-farm in our backyard to grow fresh vegetables.
ما یک مینی فارم کوچک در باگیچهی خود شروع کردیم تا سبزیجات تازه را کاشتهیم.
the mini-farm provided a fun learning experience for the children.
مینی فارم به کودکان یک تجربهی یادگیری سرگرمی بخش بخشید.
our mini-farm focuses on organic gardening practices.
مینی فارم ما روی روشهای کشاورزی ارگانیک تمرکز دارد.
she designed a beautiful mini-farm with raised garden beds.
او یک مینی فارم زیبایی با باغچههای بلند طراحی کرد.
maintaining a mini-farm requires regular weeding and watering.
نگهداری از یک مینی فارم نیاز به حذف گیاهان ناخواسته و آبیاری منظم دارد.
the mini-farm yielded a surprising amount of produce this year.
این مینی فارم در این سال مقداری محصول غیرمنتظره تولید کرد.
he built a small chicken coop on his mini-farm.
او یک کوچکترین دوازدهگان مرغ را در مینی فارم خود ساخت.
we expanded our mini-farm to include a small greenhouse.
ما مینی فارم خود را گسترش دادیم تا یک گلخانه کوچک را شامل شود.
the mini-farm is a great way to promote sustainable living.
مینی فارم یک روش عالی برای ترویج زندگی پایدار است.
they sell their mini-farm produce at the local farmers market.
آنها محصولات مینی فارم خود را در بازار کشاورزان محلی بفروش میرسانند.
a mini-farm can be a rewarding hobby for retirees.
یک مینی فارم میتواند یک سرگرمی مفید برای بازنشستگان باشد.
the mini-farm's success inspired our neighbors to start their own.
موفقیت مینی فارم ما همسایگان ما را به شروع مینی فارم خودشان تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید