minibike

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪbaɪk/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪbaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موتورسیکلت کوچک; یک دوچرخه جمع و جور
Word Forms
جمعminibikes

عبارات و ترکیب‌ها

buy minibike

خرید مینی‌بایک

ride minibike

رانندگی با مینی‌بایک

minibike racing

مسابقات مینی‌بایک

minibike parts

قطعات مینی‌بایک

minibike accessories

لوازم جانبی مینی‌بایک

minibike repairs

تعمیرات مینی‌بایک

minibike safety

ایمنی مینی‌بایک

minibike fun

سرگرمی با مینی‌بایک

minibike tricks

حرکات نمایشی با مینی‌بایک

minibike community

جامعه مینی‌بایک

جملات نمونه

he rides his minibike every weekend.

او هر آخر هفته با مینی‌بایک خود رانندگی می‌کند.

the kids love racing their minibikes in the park.

کودکان عاشق مسابقه دادن با مینی‌بایک‌های خود در پارک هستند.

she bought a new minibike for her birthday.

او یک مینی‌بایک جدید برای تولدش خرید.

minibikes are great for beginners.

مینی‌بایک‌ها برای مبتدیان عالی هستند.

he customized his minibike with cool stickers.

او مینی‌بایک خود را با برچسب‌های خنک سفارشی کرد.

they organized a minibike race last summer.

آنها تابستان گذشته یک مسابقه مینی‌بایک برگزار کردند.

riding a minibike can be a lot of fun.

رانندگی با مینی‌بایک می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

he learned how to fix his minibike himself.

او یاد گرفت که چگونه خودش مینی‌بایک خود را تعمیر کند.

minibikes are popular among young riders.

مینی‌بایک‌ها در بین رانندگان جوان محبوب هستند.

she took her minibike for a spin around the neighborhood.

او مینی‌بایک خود را برای یک گشت و گذار در اطراف محله بیرون برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید