minisatellite

[ایالات متحده]/ˌmɪnɪˈsætəlaɪt/
[بریتانیا]/ˌmɪnɪˈsætəˌlaɪt/

ترجمه

n. یک ماهواره کوچک، که اغلب در تحقیقات پزشکی یا بیولوژیکی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

minisatellite launch

پرتاب ماهواره کوچک

minisatellite technology

فناوری ماهواره کوچک

minisatellite mission

ماموریت ماهواره کوچک

minisatellite network

شبکه ماهواره کوچک

minisatellite data

اطلاعات ماهواره کوچک

minisatellite system

سیستم ماهواره کوچک

minisatellite orbit

مدار ماهواره کوچک

minisatellite communication

ارتباطات ماهواره کوچک

minisatellite payload

بار محموله ماهواره کوچک

minisatellite design

طراحی ماهواره کوچک

جملات نمونه

minisatellites are important for genetic studies.

ماهواره‌های کوچک برای مطالعات ژنتیکی مهم هستند.

researchers use minisatellites to track genetic diversity.

محققان از ماهواره‌های کوچک برای ردیابی تنوع ژنتیکی استفاده می‌کنند.

minisatellite markers can help in forensic analysis.

نشانگرهای ماهواره کوچک می‌توانند در تجزیه و تحلیل جنایی کمک کنند.

scientists discovered new minisatellite regions in the genome.

دانشمندان مناطق جدید ماهواره کوچک را در ژنوم کشف کردند.

minisatellite dna is highly variable among individuals.

دی‌ان‌ای ماهواره کوچک بسیار متنوع است.

minisatellites play a role in evolutionary biology.

ماهواره‌های کوچک در زیست‌شناسی تکاملی نقش دارند.

minisatellite analysis can reveal population structure.

تجزیه و تحلیل ماهواره کوچک می‌تواند ساختار جمعیت را نشان دهد.

minisatellites are used in paternity testing.

از ماهواره‌های کوچک در آزمایش پدری استفاده می‌شود.

understanding minisatellites can help in disease research.

درک ماهواره‌های کوچک می‌تواند در تحقیقات بیماری کمک کند.

minisatellites have applications in conservation genetics.

ماهواره‌های کوچک کاربردهایی در ژنتیک حفاظت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید