played minuets
دستههای مینوئت اجرا شد
writing minuets
نوشتن دستههای مینوئت
two minuets
دو دستهی مینوئت
minuets danced
دستههای مینوئت رقصید
composed minuets
دستههای مینوئت ساخته شد
lovely minuets
دستههای مینوئت زیبایی
hearing minuets
شنیدن دستههای مینوئت
playing minuets
دستههای مینوئت اجرا کردن
elegant minuets
دستههای مینوئت ظریف
brief minuets
دستههای مینوئت کوتاه
the composer wrote several beautiful minuets for the royal court.
سازنده چند مینuet زیبایی را برای داروگاه شاهی نوشت.
we listened to a recording of minuets played on a harpsichord.
ما به یک ضبط گوش دادیم که در آن مینuet ها روی یک فرنسوی بازی شدند.
the dance began with a lively series of minuets and gavottes.
رقص با یک سری پر انرژی از مینuet ها و گاووات ها شروع شد.
the minuets were a staple of 18th-century aristocratic balls.
مینuet ها یکی از موارد اصلی در جشن های ارستقرا در قرن هجدهم بود.
the orchestra performed a suite of minuets by bach.
آورکسترایی یک مجموعه مینuet ها توسط باخ اجرا کرد.
she enjoyed learning the graceful steps of the minuets.
او لذت برد از یادگیری گام های زیبای مینuet ها.
the minuets showcased the elegance of the baroque era.
مینuet ها زیبایی دوره باروک را نمایش دادند.
the dancers moved with precision through the minuets.
رقصندگان با دقت در مینuet ها حرکت کردند.
the slow, delicate minuets created a romantic atmosphere.
مینuet های آرام و نرم یک جو عاشقانه ایجاد کردند.
he composed a set of minuets in the french style.
او یک مجموعه مینuet ها را در سبک فرانسوی نوشت.
the final minuets of the evening were particularly charming.
مینuet های پایانی شب خاصا زیبایی داشتند.
played minuets
دستههای مینوئت اجرا شد
writing minuets
نوشتن دستههای مینوئت
two minuets
دو دستهی مینوئت
minuets danced
دستههای مینوئت رقصید
composed minuets
دستههای مینوئت ساخته شد
lovely minuets
دستههای مینوئت زیبایی
hearing minuets
شنیدن دستههای مینوئت
playing minuets
دستههای مینوئت اجرا کردن
elegant minuets
دستههای مینوئت ظریف
brief minuets
دستههای مینوئت کوتاه
the composer wrote several beautiful minuets for the royal court.
سازنده چند مینuet زیبایی را برای داروگاه شاهی نوشت.
we listened to a recording of minuets played on a harpsichord.
ما به یک ضبط گوش دادیم که در آن مینuet ها روی یک فرنسوی بازی شدند.
the dance began with a lively series of minuets and gavottes.
رقص با یک سری پر انرژی از مینuet ها و گاووات ها شروع شد.
the minuets were a staple of 18th-century aristocratic balls.
مینuet ها یکی از موارد اصلی در جشن های ارستقرا در قرن هجدهم بود.
the orchestra performed a suite of minuets by bach.
آورکسترایی یک مجموعه مینuet ها توسط باخ اجرا کرد.
she enjoyed learning the graceful steps of the minuets.
او لذت برد از یادگیری گام های زیبای مینuet ها.
the minuets showcased the elegance of the baroque era.
مینuet ها زیبایی دوره باروک را نمایش دادند.
the dancers moved with precision through the minuets.
رقصندگان با دقت در مینuet ها حرکت کردند.
the slow, delicate minuets created a romantic atmosphere.
مینuet های آرام و نرم یک جو عاشقانه ایجاد کردند.
he composed a set of minuets in the french style.
او یک مجموعه مینuet ها را در سبک فرانسوی نوشت.
the final minuets of the evening were particularly charming.
مینuet های پایانی شب خاصا زیبایی داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید