misbegotten

[ایالات متحده]/mɪsbɪ'gɒt(ə)n/
[بریتانیا]/ˌmɪsbɪ'ɡɑtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشروع، متولد شده از رابطه خارج از ازدواج، به‌طور ضعیف طراحی‌شده
Word Forms
قسمت سوم فعلmisbegotten

عبارات و ترکیب‌ها

misbegotten child

فرزند نامشروع

misbegotten idea

ایده نامشروع

جملات نمونه

someone's misbegotten idea of an English country house.

ایده ناقص کسی از یک خانه روستایی انگلیسی.

misbegotten ideas about education.

ایده‌های ناقص درباره آموزش.

"What should ail me, to harm this misbegotten and miserable babe?

چه چیزی باید باعث بیماری من شود تا این نوزاد بدشگون و بدبخت را آزار دهم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید