miscommunication

[ایالات متحده]/ˌmɪskəˌmjunɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɪskəˌmjunɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم توانایی در برقراری ارتباط مؤثر

عبارات و ترکیب‌ها

miscommunication issue

مشکل سوءتفاهم

miscommunication risk

خطر سوءتفاهم

miscommunication example

نمونه سوءتفاهم

miscommunication error

اشتباه سوءتفاهم

miscommunication problem

مشکل سوءتفاهم

miscommunication between

سوءتفاهم بین

miscommunication leads

سوءتفاهم منجر می‌شود به

miscommunication causes

سوءتفاهم باعث می‌شود

miscommunication effects

اثرات سوءتفاهم

miscommunication strategies

استراتژی‌های مقابله با سوءتفاهم

جملات نمونه

there was a miscommunication between the teams.

بین تیم‌ها سوء تفاهم وجود داشت.

miscommunication can lead to serious problems.

سوء تفاهم می‌تواند منجر به مشکلات جدی شود.

we need to clarify the miscommunication that occurred.

ما باید سوء تفاهمی که رخ داده را روشن کنیم.

miscommunication often happens in large groups.

سوء تفاهم اغلب در گروه‌های بزرگ رخ می‌دهد.

effective communication can prevent miscommunication.

ارتباط موثر می‌تواند از سوء تفاهم جلوگیری کند.

she apologized for the miscommunication.

او برای سوء تفاهم عذرخواهی کرد.

we should address the miscommunication immediately.

ما باید فوراً به سوء تفاهم رسیدگی کنیم.

miscommunication can create unnecessary tension.

سوء تفاهم می‌تواند تنش غیرضروری ایجاد کند.

he realized the miscommunication after the meeting.

او پس از جلسه متوجه سوء تفاهم شد.

training can help reduce miscommunication in the workplace.

آموزش می‌تواند به کاهش سوء تفاهم در محل کار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید