misdated document
سند با درجتاریخ نادرست
misdated invoice
صورتحساب با درجتاریخ نادرست
misdated records
سوابق با درجتاریخ نادرست
misdated letter
نامه با درجتاریخ نادرست
misdated report
گزارش با درجتاریخ نادرست
misdated contract
قرارداد با درجتاریخ نادرست
misdated application
درخواست با درجتاریخ نادرست
misdated file
فایل با درجتاریخ نادرست
misdated entry
ثبت با درجتاریخ نادرست
misdated statement
اظهارنامه با درجتاریخ نادرست
the report was misdated, causing confusion among the team.
گزارش به اشتباه تاریخگذاری شده بود که باعث سردرگمی در بین اعضای تیم شد.
she realized her birth certificate was misdated by several years.
او متوجه شد که گواهی تولدش چندین سال به اشتباه تاریخگذاری شده است.
we need to correct the misdated invoices before sending them out.
ما باید فاکتورهای اشتباه تاریخگذاری شده را قبل از ارسال آنها اصلاح کنیم.
the misdated documents created issues during the audit.
مدارک اشتباه تاریخگذاری شده مشکلاتی را در طول ممیزی ایجاد کردند.
he was upset that his appointment was misdated in the calendar.
او ناراحت بود که قرار ملاقاتش در تقویم به اشتباه تاریخگذاری شده بود.
due to a misdated email, the meeting was missed entirely.
به دلیل یک ایمیل اشتباه تاریخگذاری شده، جلسه به طور کامل از دست رفت.
the misdated contracts led to legal complications.
قراردادهای اشتباه تاریخگذاری شده منجر به مشکلات قانونی شد.
she discovered that her travel itinerary was misdated.
او متوجه شد که برنامه سفرش به اشتباه تاریخگذاری شده است.
fixing the misdated files was a priority for the it department.
رفع فایلهای اشتباه تاریخگذاری شده اولویت بخش فناوری اطلاعات بود.
he had to explain the misdated records to his supervisor.
او مجبور شد سوابق اشتباه تاریخگذاری شده را به سرپرست خود توضیح دهد.
misdated document
سند با درجتاریخ نادرست
misdated invoice
صورتحساب با درجتاریخ نادرست
misdated records
سوابق با درجتاریخ نادرست
misdated letter
نامه با درجتاریخ نادرست
misdated report
گزارش با درجتاریخ نادرست
misdated contract
قرارداد با درجتاریخ نادرست
misdated application
درخواست با درجتاریخ نادرست
misdated file
فایل با درجتاریخ نادرست
misdated entry
ثبت با درجتاریخ نادرست
misdated statement
اظهارنامه با درجتاریخ نادرست
the report was misdated, causing confusion among the team.
گزارش به اشتباه تاریخگذاری شده بود که باعث سردرگمی در بین اعضای تیم شد.
she realized her birth certificate was misdated by several years.
او متوجه شد که گواهی تولدش چندین سال به اشتباه تاریخگذاری شده است.
we need to correct the misdated invoices before sending them out.
ما باید فاکتورهای اشتباه تاریخگذاری شده را قبل از ارسال آنها اصلاح کنیم.
the misdated documents created issues during the audit.
مدارک اشتباه تاریخگذاری شده مشکلاتی را در طول ممیزی ایجاد کردند.
he was upset that his appointment was misdated in the calendar.
او ناراحت بود که قرار ملاقاتش در تقویم به اشتباه تاریخگذاری شده بود.
due to a misdated email, the meeting was missed entirely.
به دلیل یک ایمیل اشتباه تاریخگذاری شده، جلسه به طور کامل از دست رفت.
the misdated contracts led to legal complications.
قراردادهای اشتباه تاریخگذاری شده منجر به مشکلات قانونی شد.
she discovered that her travel itinerary was misdated.
او متوجه شد که برنامه سفرش به اشتباه تاریخگذاری شده است.
fixing the misdated files was a priority for the it department.
رفع فایلهای اشتباه تاریخگذاری شده اولویت بخش فناوری اطلاعات بود.
he had to explain the misdated records to his supervisor.
او مجبور شد سوابق اشتباه تاریخگذاری شده را به سرپرست خود توضیح دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید