miser

[ایالات متحده]/'maɪzə/
[بریتانیا]/'maɪzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خسیس \n خسیس \n چاه‌کن خوب

جملات نمونه

The miser was an incarnation of greed.

مرد طمع‌کار تجسم طمع بود.

misers who skimp their own children.

افرادی خسیس که حتی به فرزندان خود نیز کم‌خروجی می‌کنند.

A miser lusts for gold.

یک خسیس برای طلا هوس می‌کند.

A miser worships money.

یک خسیس پول را می‌پرستد.

The miser was untouched by the poor man’s story.

خسیس تحت تأثیر داستان مرد فقیر قرار نگرفت.

Greed is a miser's preponderant characteristic.

حرص و طمع، ویژگی غالب یک خسیس است.

The miser doesn't like to part with his money.

خسیس دوست ندارد از پولی که دارد دست بکشد.

A miser loves gold above his life.

یک خسیس طلا را بیشتر از زندگی خود دوست دارد.

A pseudo-cartridge of sex-specific ommatidium projects into basement membrane of ventral compound eye in a female Atylotus miser Szilady. 1~6, axons of peripheral retinula cells;

یک غلاف شبه‌واقعی از اماتیدیوم خاصیت جنس در غشای پایه چشم کامپوزیتی زیرین در یک Atylotus miser ماده Szilady قرار دارد. 1~6، محورهای سلول‌های رتینولای محیطی؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید