extreme miserlinesses
تبدیلات خسوداری شدید
unforgiving miserlinesses
تبدیلات خسوداری غیرقابل بخشش
notorious miserlinesses
تبدیلات خسوداری مشهور
hidden miserlinesses
تبدیلات خسوداری پنهان
chronic miserlinesses
تبدیلات خسوداری مزمن
petty miserlinesses
تبدیلات خسوداری جزئی
cultural miserlinesses
تبدیلات خسوداری فرهنگی
social miserlinesses
تبدیلات خسوداری اجتماعی
personal miserlinesses
تبدیلات خسوداری شخصی
financial miserlinesses
تبدیلات خسوداری مالی
his miserlinesses often led to strained relationships.
اﻗﺘﻀﺎر او اغلب منجر به روابط پرتنشآمیز میشد.
despite his miserlinesses, he was generous with his time.
با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در ازای زمان خود سخاوتمند بود.
her miserlinesses were evident in her refusal to share.
اﻗﺘﻀﺎر او در امتناع او از به اشتراک گذاشتن آشکار بود.
they criticized his miserlinesses during the meeting.
آنها اﻗﺘﻀﺎر او را در طول جلسه مورد انتقاد قرار دادند.
his miserlinesses prevented him from enjoying life fully.
اﻗﺘﻀﺎر او از لذت بردن کامل از زندگی جلوگیری کرد.
she learned that miserlinesses could lead to loneliness.
او متوجه شد که اﻗﺘﻀﺎر میتواند منجر به تنهایی شود.
his miserlinesses were a topic of conversation among friends.
اﻗﺘﻀﺎر او موضوع بحث بین دوستان بود.
despite his miserlinesses, he was respected in the community.
با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در جامعه مورد احترام بود.
her miserlinesses affected her ability to make friends.
اﻗﺘﻀﺎر او بر توانایی او در دوست شدن تأثیر گذاشت.
many viewed his miserlinesses as a flaw in his character.
بسیاری اﻗﺘﻀﺎر او را به عنوان یک نقص در شخصیت او میدیدند.
extreme miserlinesses
تبدیلات خسوداری شدید
unforgiving miserlinesses
تبدیلات خسوداری غیرقابل بخشش
notorious miserlinesses
تبدیلات خسوداری مشهور
hidden miserlinesses
تبدیلات خسوداری پنهان
chronic miserlinesses
تبدیلات خسوداری مزمن
petty miserlinesses
تبدیلات خسوداری جزئی
cultural miserlinesses
تبدیلات خسوداری فرهنگی
social miserlinesses
تبدیلات خسوداری اجتماعی
personal miserlinesses
تبدیلات خسوداری شخصی
financial miserlinesses
تبدیلات خسوداری مالی
his miserlinesses often led to strained relationships.
اﻗﺘﻀﺎر او اغلب منجر به روابط پرتنشآمیز میشد.
despite his miserlinesses, he was generous with his time.
با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در ازای زمان خود سخاوتمند بود.
her miserlinesses were evident in her refusal to share.
اﻗﺘﻀﺎر او در امتناع او از به اشتراک گذاشتن آشکار بود.
they criticized his miserlinesses during the meeting.
آنها اﻗﺘﻀﺎر او را در طول جلسه مورد انتقاد قرار دادند.
his miserlinesses prevented him from enjoying life fully.
اﻗﺘﻀﺎر او از لذت بردن کامل از زندگی جلوگیری کرد.
she learned that miserlinesses could lead to loneliness.
او متوجه شد که اﻗﺘﻀﺎر میتواند منجر به تنهایی شود.
his miserlinesses were a topic of conversation among friends.
اﻗﺘﻀﺎر او موضوع بحث بین دوستان بود.
despite his miserlinesses, he was respected in the community.
با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در جامعه مورد احترام بود.
her miserlinesses affected her ability to make friends.
اﻗﺘﻀﺎر او بر توانایی او در دوست شدن تأثیر گذاشت.
many viewed his miserlinesses as a flaw in his character.
بسیاری اﻗﺘﻀﺎر او را به عنوان یک نقص در شخصیت او میدیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید