miserlinesses

[ایالات متحده]/ˈmaɪzəlinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmaɪzərlinəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی بخیل بودن؛ تمایل بیش از حد به پس انداز پول

عبارات و ترکیب‌ها

extreme miserlinesses

تبدیلات خسوداری شدید

unforgiving miserlinesses

تبدیلات خسوداری غیرقابل بخشش

notorious miserlinesses

تبدیلات خسوداری مشهور

hidden miserlinesses

تبدیلات خسوداری پنهان

chronic miserlinesses

تبدیلات خسوداری مزمن

petty miserlinesses

تبدیلات خسوداری جزئی

cultural miserlinesses

تبدیلات خسوداری فرهنگی

social miserlinesses

تبدیلات خسوداری اجتماعی

personal miserlinesses

تبدیلات خسوداری شخصی

financial miserlinesses

تبدیلات خسوداری مالی

جملات نمونه

his miserlinesses often led to strained relationships.

اﻗﺘﻀﺎر او اغلب منجر به روابط پرتنش‌آمیز می‌شد.

despite his miserlinesses, he was generous with his time.

با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در ازای زمان خود سخاوتمند بود.

her miserlinesses were evident in her refusal to share.

اﻗﺘﻀﺎر او در امتناع او از به اشتراک گذاشتن آشکار بود.

they criticized his miserlinesses during the meeting.

آنها اﻗﺘﻀﺎر او را در طول جلسه مورد انتقاد قرار دادند.

his miserlinesses prevented him from enjoying life fully.

اﻗﺘﻀﺎر او از لذت بردن کامل از زندگی جلوگیری کرد.

she learned that miserlinesses could lead to loneliness.

او متوجه شد که اﻗﺘﻀﺎر می‌تواند منجر به تنهایی شود.

his miserlinesses were a topic of conversation among friends.

اﻗﺘﻀﺎر او موضوع بحث بین دوستان بود.

despite his miserlinesses, he was respected in the community.

با وجود اﻗﺘﻀﺎر او، او در جامعه مورد احترام بود.

her miserlinesses affected her ability to make friends.

اﻗﺘﻀﺎر او بر توانایی او در دوست شدن تأثیر گذاشت.

many viewed his miserlinesses as a flaw in his character.

بسیاری اﻗﺘﻀﺎر او را به عنوان یک نقص در شخصیت او می‌دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید