misquoting

[ایالات متحده]/mɪsˈkwəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/mɪsˈkwoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست نقل قول کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misquoting someone

نقل‌قول نادرست از کسی

misquoting facts

نقل‌قول نادرست از حقایق

misquoting sources

نقل‌قول نادرست از منابع

misquoting statements

نقل‌قول نادرست از اظهارات

misquoting evidence

نقل‌قول نادرست از شواهد

misquoting context

نقل‌قول نادرست از زمینه

misquoting intentions

نقل‌قول نادرست از مقاصد

misquoting experts

نقل‌قول نادرست از متخصصان

misquoting opinions

نقل‌قول نادرست از نظرات

misquoting statistics

نقل‌قول نادرست از آمار

جملات نمونه

he accused her of misquoting his words during the interview.

او متهم کرد که او در طول مصاحبه، صحبت‌های او را تحریف کرده است.

the journalist was fired for misquoting a public figure.

روزنامه‌نگار به دلیل نقل قول نادرست از یک چهره عمومی اخراج شد.

misquoting can lead to serious misunderstandings.

تحریف نقل قول‌ها می‌تواند منجر به سوء تفاهم‌های جدی شود.

she felt frustrated by the misquoting in the article.

او به دلیل تحریف نقل قول‌ها در مقاله احساس ناامیدی کرد.

misquoting can damage a person's reputation.

تحریف نقل قول‌ها می‌تواند به شهرت یک فرد آسیب برساند.

he clarified his statement to avoid misquoting.

او برای جلوگیری از تحریف نقل قول‌ها، اظهارات خود را روشن کرد.

they issued a correction after realizing they had been misquoting.

آنها پس از متوجه شدن اینکه نقل قول‌ها را تحریف کرده‌اند، یک تصحیح منتشر کردند.

misquoting often occurs in fast-paced news environments.

تحریف نقل قول‌ها اغلب در محیط‌های خبری پرسرعت رخ می‌دهد.

the lawyer warned against misquoting legal texts.

وکیل در مورد تحریف متون قانونی هشدار داد.

he apologized for misquoting her during the debate.

او برای تحریف نقل قول‌های او در طول بحث عذرخواهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید