misshapennesses

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈʃeɪpənəsɪz/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈʃeɪpənəsɪz/

ترجمه

n. حالت بدشکل بودن

عبارات و ترکیب‌ها

misshapennesses observed

مشکل‌شکل بودن مشاهده شده

misshapennesses identified

مشکل‌شکل بودن شناسایی شده

misshapennesses analyzed

مشکل‌شکل بودن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت

misshapennesses documented

مشکل‌شکل بودن مستند شد

misshapennesses reported

مشکل‌شکل بودن گزارش شد

misshapennesses assessed

مشکل‌شکل بودن ارزیابی شد

misshapennesses examined

مشکل‌شکل بودن مورد بررسی قرار گرفت

misshapennesses classified

مشکل‌شکل بودن طبقه بندی شد

misshapennesses understood

مشکل‌شکل بودن درک شد

misshapennesses evaluated

مشکل‌شکل بودن ارزیابی شد

جملات نمونه

the artist embraced the misshapennesses in her sculpture.

هنرمند، ناهنجاری‌ها را در مجسمه‌اش پذیرفت.

we should celebrate the misshapennesses that make us unique.

ما باید ناهنجاری‌هایی را جشن بگیریم که ما را منحصر به فرد می‌کنند.

his misshapennesses added character to the painting.

ناهنجاری‌های او شخصیتی به نقاشی اضافه کرد.

misshapennesses in nature can be beautiful.

ناهنجاری‌ها در طبیعت می‌توانند زیبا باشند.

she found beauty in the misshapennesses of the landscape.

او زیبایی را در ناهنجاری‌های منظره یافت.

misshapennesses often tell a story worth telling.

ناهنجاری‌ها اغلب داستانی برای گفتن دارند.

he appreciated the misshapennesses in handmade pottery.

او ناهنجاری‌های موجود در گلدان‌های دست‌ساز را ارزیابی کرد.

they embraced the misshapennesses of their relationship.

آنها ناهنجاری‌های رابطه خود را پذیرفتند.

her misshapennesses made her more relatable to others.

ناهنجاری‌های او باعث شد دیگران بیشتر با او ارتباط برقرار کنند.

misshapennesses can often lead to unexpected creativity.

ناهنجاری‌ها اغلب می‌توانند منجر به خلاقیت غیرمنتظره شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید