mistimings matter
زمانبندیها مهم هستند
avoid mistimings
از زمانبندیهای نامناسب اجتناب کنید
mistimings occur
زمانبندیهای نامناسب رخ میدهند
correct mistimings
تصحیح زمانبندیها
identify mistimings
تشخیص زمانبندیهای نامناسب
address mistimings
رسیدگی به زمانبندیهای نامناسب
minimize mistimings
به حداقل رساندن زمانبندیهای نامناسب
analyze mistimings
تجزیه و تحلیل زمانبندیها
document mistimings
مستندسازی زمانبندیهای نامناسب
report mistimings
گزارش زمانبندیهای نامناسب
his mistimings during the presentation led to confusion.
اشتباهات زمانی او در طول ارائه منجر به سردرگمی شد.
we need to address the mistimings in our project schedule.
ما باید به مشکل زمانبندی در برنامه پروژه رسیدگی کنیم.
her mistimings in the dance routine were noticeable.
اشتباهات زمانی او در رقص قابل توجه بود.
mistimings can cause serious issues in team coordination.
اشتباهات زمانی میتواند مشکلات جدی در هماهنگی تیم ایجاد کند.
he learned from his mistimings and improved his skills.
او از اشتباهات زمانی خود درس گرفت و مهارتهای خود را بهبود بخشید.
there were several mistimings in the event planning.
چندین اشتباه زمانی در برنامهریزی رویداد وجود داشت.
the mistimings in the movie editing were distracting.
اشتباهات زمانی در تدوین فیلم حواس را پرت میکرد.
she apologized for her mistimings during the meeting.
او برای اشتباهات زمانی خود در طول جلسه عذرخواهی کرد.
mistimings in communication can lead to misunderstandings.
اشتباهات زمانی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
they adjusted their strategy to minimize mistimings.
آنها استراتژی خود را برای به حداقل رساندن اشتباهات زمانی تنظیم کردند.
mistimings matter
زمانبندیها مهم هستند
avoid mistimings
از زمانبندیهای نامناسب اجتناب کنید
mistimings occur
زمانبندیهای نامناسب رخ میدهند
correct mistimings
تصحیح زمانبندیها
identify mistimings
تشخیص زمانبندیهای نامناسب
address mistimings
رسیدگی به زمانبندیهای نامناسب
minimize mistimings
به حداقل رساندن زمانبندیهای نامناسب
analyze mistimings
تجزیه و تحلیل زمانبندیها
document mistimings
مستندسازی زمانبندیهای نامناسب
report mistimings
گزارش زمانبندیهای نامناسب
his mistimings during the presentation led to confusion.
اشتباهات زمانی او در طول ارائه منجر به سردرگمی شد.
we need to address the mistimings in our project schedule.
ما باید به مشکل زمانبندی در برنامه پروژه رسیدگی کنیم.
her mistimings in the dance routine were noticeable.
اشتباهات زمانی او در رقص قابل توجه بود.
mistimings can cause serious issues in team coordination.
اشتباهات زمانی میتواند مشکلات جدی در هماهنگی تیم ایجاد کند.
he learned from his mistimings and improved his skills.
او از اشتباهات زمانی خود درس گرفت و مهارتهای خود را بهبود بخشید.
there were several mistimings in the event planning.
چندین اشتباه زمانی در برنامهریزی رویداد وجود داشت.
the mistimings in the movie editing were distracting.
اشتباهات زمانی در تدوین فیلم حواس را پرت میکرد.
she apologized for her mistimings during the meeting.
او برای اشتباهات زمانی خود در طول جلسه عذرخواهی کرد.
mistimings in communication can lead to misunderstandings.
اشتباهات زمانی در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
they adjusted their strategy to minimize mistimings.
آنها استراتژی خود را برای به حداقل رساندن اشتباهات زمانی تنظیم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید