mistresses

[ایالات متحده]/ˈmɪstrəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪstrəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عاشقان زن، به ویژه زنانی که با مرد متاهل هستند؛ سرپرست زن یک خانواده یا کارفرمای خدمتکاران (تاریخی)؛ زن خانه‌دار؛ معلم زن، به ویژه در یک مدرسه خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

secret mistresses

همراهان مخفی

multiple mistresses

همراهان متعدد

wealthy mistresses

همراهان ثروتمند

famous mistresses

همراهان مشهور

jealous mistresses

همراهان حسود

former mistresses

همراهان سابق

hidden mistresses

همراهان پنهان

loyal mistresses

همراهان وفادار

young mistresses

همراهان جوان

discreet mistresses

همراهان محتاط

جملات نمونه

he has several mistresses in different cities.

او چند زن محرم در شهرهای مختلف دارد.

she discovered that her husband had mistresses.

او متوجه شد که شوهرش زنانی دارد.

mistresses often face societal judgment.

زن‌های محرم اغلب با قضاوت جامعه مواجه می‌شوند.

he bought gifts for his mistresses.

او برای زن‌های محرم خود هدیفتی خرید.

many novels explore the lives of mistresses.

بسیاری از رمان‌ها به زندگی زن‌های محرم می‌پردازند.

she felt conflicted about being one of his mistresses.

او در مورد اینکه یکی از زن‌های محرم او باشد احساس تضاد می‌کرد.

his mistresses were often younger than him.

زن‌های محرم او اغلب از او جوان‌تر بودند.

mistresses can have complicated relationships with their partners.

زن‌های محرم می‌توانند روابط پیچیده‌ای با شرکای خود داشته باشند.

he tried to keep his mistresses a secret.

او سعی کرد زن‌های محرم خود را مخفی نگه دارد.

some mistresses form friendships with each other.

برخی از زن‌های محرم با یکدیگر دوست می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید