mithans

[ایالات متحده]/ˈmɪθən/
[بریتانیا]/ˈmɪθən/

ترجمه

n. نوعی گاو وحشی که در آسیا یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

mithan meat

گوشت میثان

mithan farming

کشاورزی میثان

mithan breed

نژاد میثان

mithan cattle

گاو میثان

mithan milk

شیر میثان

mithan products

محصولات میثان

mithan farming techniques

تکنیک‌های کشاورزی میثان

mithan livestock

دامداری میثان

mithan conservation

حفظ میثان

mithan history

تاریخ میثان

جملات نمونه

he raised a mithan on his farm.

او یک میثان در مزرعه خود بزرگ کرد.

mithan are known for their strength and resilience.

میثان به خاطر قدرت و مقاومت خود شناخته می شوند.

she loves to take care of her mithan.

او عاشق مراقبت از میثان خود است.

mithan play an important role in local agriculture.

میثان نقش مهمی در کشاورزی محلی ایفا می کنند.

the mithan provides milk and meat for the community.

میثان شیر و گوشت برای جامعه فراهم می کند.

many families depend on mithan for their livelihood.

خانواده های زیادی برای گذراندن زندگی خود به میثان متکی هستند.

training a mithan requires patience and skill.

آموزش یک میثان نیاز به صبر و مهارت دارد.

we often see mithan grazing in the fields.

ما اغلب میثان را در حال چرا در مزارع می بینیم.

he took pride in his well-cared mithan.

او به میثان خوب مراقبت شده خود افتخار می کرد.

mithan are a symbol of strength in the region.

میثان نماد قدرت در این منطقه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید