mitigating

[ایالات متحده]/ˈmɪtɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪtɪˌɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش شدت یا جدیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

mitigating risk

کاهش خطر

mitigating factors

عوامل کاهنده

mitigating circumstances

شرایط کاهنده

mitigating impact

کاهش اثر

mitigating measures

اقدامات کاهنده

mitigating strategies

استراتژی‌های کاهنده

mitigating actions

اقدامات کاهنده

mitigating solutions

راه حل های کاهنده

mitigating conditions

شرایط کاهنده

mitigating effects

اثرات کاهنده

جملات نمونه

the government is focusing on mitigating climate change.

دولت بر کاهش اثرات تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد.

we are implementing strategies for mitigating risks.

ما در حال اجرای استراتژی‌هایی برای کاهش خطرات هستیم.

mitigating factors can influence the outcome of a trial.

عوامل کاهش دهنده می‌توانند بر نتیجه دادگاه تأثیر بگذارند.

they are working on mitigating the effects of pollution.

آنها در حال تلاش برای کاهش اثرات آلودگی هستند.

mitigating circumstances were taken into account by the judge.

شرایط کاهش دهنده توسط قاضی در نظر گرفته شد.

she suggested mitigating the tension in the workplace.

او پیشنهاد کرد تنش را در محیط کار کاهش دهد.

effective communication is key to mitigating misunderstandings.

ارتباط موثر کلید کاهش سوء تفاهم است.

they are exploring ways of mitigating the impact of the crisis.

آنها در حال بررسی راه‌های کاهش تأثیر بحران هستند.

the team is focused on mitigating potential losses.

تیم بر کاهش تلفات احتمالی تمرکز دارد.

mitigating risks is essential for successful project management.

کاهش خطرات برای مدیریت پروژه موفق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید