mitigating risk
کاهش خطر
mitigating factors
عوامل کاهنده
mitigating circumstances
شرایط کاهنده
mitigating impact
کاهش اثر
mitigating measures
اقدامات کاهنده
mitigating strategies
استراتژیهای کاهنده
mitigating actions
اقدامات کاهنده
mitigating solutions
راه حل های کاهنده
mitigating conditions
شرایط کاهنده
mitigating effects
اثرات کاهنده
the government is focusing on mitigating climate change.
دولت بر کاهش اثرات تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد.
we are implementing strategies for mitigating risks.
ما در حال اجرای استراتژیهایی برای کاهش خطرات هستیم.
mitigating factors can influence the outcome of a trial.
عوامل کاهش دهنده میتوانند بر نتیجه دادگاه تأثیر بگذارند.
they are working on mitigating the effects of pollution.
آنها در حال تلاش برای کاهش اثرات آلودگی هستند.
mitigating circumstances were taken into account by the judge.
شرایط کاهش دهنده توسط قاضی در نظر گرفته شد.
she suggested mitigating the tension in the workplace.
او پیشنهاد کرد تنش را در محیط کار کاهش دهد.
effective communication is key to mitigating misunderstandings.
ارتباط موثر کلید کاهش سوء تفاهم است.
they are exploring ways of mitigating the impact of the crisis.
آنها در حال بررسی راههای کاهش تأثیر بحران هستند.
the team is focused on mitigating potential losses.
تیم بر کاهش تلفات احتمالی تمرکز دارد.
mitigating risks is essential for successful project management.
کاهش خطرات برای مدیریت پروژه موفق ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید