mitigation

[ایالات متحده]/ˌmɪtɪ'ɡeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسکین، کاهش، آرامش

عبارات و ترکیب‌ها

mitigation measures

اقدامات کاهش دهنده

risk mitigation

کاهش ریسک

mitigation strategies

راهکارهای کاهش اثرات

جملات نمونه

the emphasis is on the identification and mitigation of pollution.

تاکید بر شناسایی و کاهش آلودگی است.

in mitigation she said her client had been deeply depressed.

در مقام تبرئه، او گفت که موکلش به شدت دچار افسردگی بوده است.

The paper discussed a method for GPS pseudorange multipath mitigation and its spectrum analysis.

این مقاله روشی برای کاهش اثرات چندپذی (multipath) سیگنال GPS و تحلیل طیفی آن را مورد بحث قرار داد.

The effect of blasting load on anchored birder is a hot research issue in disaster prevention and mitigation of hydroelectricity project.

اثر بار انفجاری بر روی پرنده لنگر یک موضوع تحقیقاتی داغ در پیشگیری و کاهش خطر پروژه برق آبی است.

The approaches for decreasing the gene flow include chloroplast transformation, pollen sterility, seed sterility, cleistogamy, apomixis, temporal control, and transgenic mitigation .

روش‌های کاهش جریان ژن شامل تبدیل کلروپلاست، عقیمی گرده، عقیمی بذر، کلستوگامی، آپومیکسی، کنترل زمانی و کاهش ژنتیکی می‌شود.

mitigation strategies for climate change

استراتژی‌های کاهش اثرات تغییرات آب و هوایی

mitigation measures for pollution

راهکارهای کاهش آلودگی

mitigation of economic impacts

کاهش اثرات اقتصادی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید