intensification

[ایالات متحده]/ɪnˌtensɪfɪˈkeɪʃn/
[بریتانیا]/ɪnˌtensɪfɪˈkeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقویت; تشدید; افزایش کنتراست; شدیدتر شدن.

جملات نمونه

it is hard to imagine the countdown to war continuing without an intensification of diplomacy.

تصور اینکه شمارش معکوس تا جنگ بدون تشدید دیپلماسی ادامه یابد، دشوار است.

In this paper,the research,application and intensification and toughening mechanism of nonhardened and tempered steel is reviewed.

در این مقاله، تحقیقات، کاربرد و مکانیسم تقویت و سختی‌بخشی فولاد غیرسخت‌شده و تیمار شده مورد بررسی قرار می‌گیرد.

intensification of security measures

تشدید اقدامات امنیتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید