mmol

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪmɒl/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪmɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.میلی‌مول (یک‌هزارم مول گرامی)

عبارات و ترکیب‌ها

blood mmol

میلی‌مولار خون

mmol per liter

میلی‌مولار بر لیتر

mmol concentration

غلظت میلی‌مولار

mmol level

سطح میلی‌مولار

mmol measurement

اندازه‌گیری میلی‌مولار

mmol value

مقدار میلی‌مولار

mmol unit

واحد میلی‌مولار

mmol result

نتیجه میلی‌مولار

mmol guideline

دستورالعمل میلی‌مولار

mmol test

تست میلی‌مولار

جملات نمونه

the glucose level in the blood is measured in mmol per liter.

سطح گلوکز در خون به میلی مول در لیتر اندازه‌گیری می‌شود.

doctors recommend keeping cholesterol below 5 mmol/l.

پزشکان توصیه می‌کنند کلسترول را زیر 5 میلی مول در لیتر نگه دارید.

the lab results showed a calcium level of 2.5 mmol/l.

نتایج آزمایشگاهی نشان داد سطح کلسیم 2.5 میلی مول در لیتر است.

a normal range for potassium is typically around 3.5 to 5.0 mmol/l.

محدوده طبیعی برای پتاسیم معمولاً حدود 3.5 تا 5.0 میلی مول در لیتر است.

she has a magnesium level of 1.2 mmol/l, which is considered low.

سطح منیزیم او 1.2 میلی مول در لیتر است که کم در نظر گرفته می‌شود.

the doctor explained that 7.0 mmol/l is high for blood sugar.

پزشک توضیح داد که 7.0 میلی مول در لیتر برای قند خون زیاد است.

monitoring your iron levels in mmol can help prevent anemia.

نظارت بر سطح آهن خود به میلی مول می‌تواند به پیشگیری از کم خونی کمک کند.

he was advised to keep his uric acid levels below 0.36 mmol/l.

به او توصیه شد سطح اسید اوریک خود را زیر 0.36 میلی مول در لیتر نگه دارد.

her serum creatinine level was recorded at 90 mmol/l.

سطح کراتینین سرم او 90 میلی مول در لیتر ثبت شد.

to maintain health, aim for a sodium intake of less than 2 mmol/l.

برای حفظ سلامتی، سعی کنید مصرف سدیم کمتر از 2 میلی مول در لیتر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید