modalities

[ایالات متحده]/məʊˈdælətiːz/
[بریتانیا]/moʊˈdælɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیوه‌ها یا روش‌های انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

learning modalities

حالت‌های یادگیری

treatment modalities

حالت‌های درمان

modalities of communication

حالت‌های برقراری ارتباط

modalities of learning

حالت‌های یادگیری

modalities of therapy

حالت‌های درمانی

modalities of assessment

حالت‌های ارزیابی

modalities of expression

حالت‌های بیان

modalities of delivery

حالت‌های ارائه

modalities of interaction

حالت‌های تعامل

modalities of engagement

حالت‌های مشارکت

جملات نمونه

there are various modalities of therapy available.

گزینه‌های مختلفی برای درمان وجود دارد.

different modalities can be used for pain management.

می‌توان از روش‌های مختلف برای مدیریت درد استفاده کرد.

we need to explore alternative modalities for education.

ما باید روش‌های جایگزین برای آموزش را بررسی کنیم.

modalities of communication vary across cultures.

روش‌های ارتباطی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

the study examined the effectiveness of different modalities.

این مطالعه اثربخشی روش‌های مختلف را بررسی کرد.

she prefers certain modalities for learning new languages.

او روش‌های خاصی را برای یادگیری زبان‌های جدید ترجیح می‌دهد.

modalities of treatment can greatly influence recovery.

روش‌های درمانی می‌توانند به طور قابل توجهی بر بهبودی تأثیر بگذارند.

we should consider various modalities in our project.

ما باید روش‌های مختلف را در پروژه خود در نظر بگیریم.

different modalities can enhance user experience.

روش‌های مختلف می‌توانند تجربه کاربر را بهبود بخشند.

understanding different modalities is crucial for success.

درک روش‌های مختلف برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید