moderationism

[ایالات متحده]/ˌmɒdəˈreɪʃənɪzəm/
[بریتانیا]/ˌmɑːdəˈreɪʃənɪzəm/

ترجمه

n. اصل اجتناب از افراط و تفریط؛ حمایت از سیاست‌های میانه‌رو.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

political moderationism

اعتدال سیاسی

religious moderationism

اعتدال مذهبی

advocating moderationism

طرفداری از اعتدال

cultural moderationism

اعتدال فرهنگی

ideological moderationism

اعتدال ایدئولوژیک

promoting moderationism

ترویج اعتدال

philosophical moderationism

اعتدال فلسفی

theological moderationism

اعتدال الهیاتی

embracing moderationism

پذیرش اعتدال

practicing moderationism

اجرای اعتدال

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید