moderationisms

[ایالات متحده]/ˌmɒdəˈreɪʃənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌmɑːdəˈreɪʃənɪzəmz/

ترجمه

n. اعتقاد به یا حمایت از اعتدال در رفتار یا نظر

عبارات و ترکیب‌ها

moderationisms approach

رویکرد متعصب‌گرایی

embracing moderationisms

پذیرش متعصب‌گرایی

moderationisms in practice

متعصب‌گرایی در عمل

advocating moderationisms

حمایت از متعصب‌گرایی

understanding moderationisms

درک متعصب‌گرایی

moderationisms philosophy

فلسفه متعصب‌گرایی

promoting moderationisms

ترویج متعصب‌گرایی

moderationisms concept

مفهوم متعصب‌گرایی

debating moderationisms

بحث در مورد متعصب‌گرایی

moderationisms effects

اثرات متعصب‌گرایی

جملات نمونه

moderationisms can help balance extreme views.

می‌تواند به متعادل کردن دیدگاه‌های افراطی کمک کند.

many people embrace moderationisms in their daily lives.

بسیاری از مردم متعالی‌گرایی را در زندگی روزمره خود می‌پذیرند.

moderationisms promote a healthier lifestyle.

متعالی‌گرایی یک سبک زندگی سالم‌تر را ترویج می‌کند.

in politics, moderationisms can bridge divides.

در سیاست، متعالی‌گرایی می‌تواند شکاف‌ها را پر کند.

moderationisms encourage thoughtful discussions.

متعالی‌گرایی بحث‌های دقیق و فکر شده را تشویق می‌کند.

adopting moderationisms can reduce conflict.

پذیرش متعالی‌گرایی می‌تواند تعارض را کاهش دهد.

moderationisms often lead to better decision-making.

متعالی‌گرایی اغلب منجر به تصمیم‌گیری بهتر می‌شود.

people who practice moderationisms tend to be more content.

افرادی که متعالی‌گرایی را تمرین می‌کنند، معمولاً راضی‌تر هستند.

moderationisms can be applied to various aspects of life.

می‌توان متعالی‌گرایی را در جنبه‌های مختلف زندگی به کار برد.

understanding moderationisms is crucial for personal growth.

درک متعالی‌گرایی برای رشد شخصی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید