mollifier function
تابع نرمساز
mollifier technique
تکنیک نرمساز
mollifier property
ویژگی نرمساز
mollifier method
روش نرمساز
mollifier approach
رویکرد نرمساز
mollifier example
مثال نرمساز
mollifier application
کاربرد نرمساز
mollifier analysis
تجزیه و تحلیل نرمساز
mollifier solution
راه حل نرمساز
mollifier term
جمله نرمساز
he tried to act as a mollifier during the heated debate.
او سعی کرد تا در طول بحث داغ، نقش تعدیلکننده را ایفا کند.
the manager used a mollifier to ease tensions among the team.
مدیر از یک تعدیلکننده برای کاهش تنشها در بین اعضای تیم استفاده کرد.
her kind words served as a mollifier after the argument.
کلمات مهربانانه او پس از بحث، نقش تعدیلکننده را ایفا کردند.
a good leader often acts as a mollifier in conflicts.
یک رهبر خوب اغلب در اختلافات نقش تعدیلکننده را ایفا میکند.
the teacher's explanation was a mollifier for the confused students.
توضیحات معلم برای دانشآموزان سردرگم، نقش تعدیلکننده را داشت.
using humor can be an effective mollifier in tense situations.
استفاده از طنز میتواند یک تعدیلکننده مؤثر در شرایط پرتنش باشد.
he acted as a mollifier, calming everyone down during the crisis.
او به عنوان یک تعدیلکننده عمل کرد و در طول بحران همه را آرام کرد.
the counselor's role is often that of a mollifier in family disputes.
نقش مشاور اغلب نقش تعدیلکننده در اختلافات خانوادگی است.
she used a gentle tone as a mollifier to resolve the conflict.
او از لحنی ملایم به عنوان یک تعدیلکننده برای حل اختلاف استفاده کرد.
his presence acted as a mollifier, making everyone feel at ease.
حضور او به عنوان یک تعدیلکننده عمل کرد و باعث شد همه احساس آرامش کنند.
mollifier function
تابع نرمساز
mollifier technique
تکنیک نرمساز
mollifier property
ویژگی نرمساز
mollifier method
روش نرمساز
mollifier approach
رویکرد نرمساز
mollifier example
مثال نرمساز
mollifier application
کاربرد نرمساز
mollifier analysis
تجزیه و تحلیل نرمساز
mollifier solution
راه حل نرمساز
mollifier term
جمله نرمساز
he tried to act as a mollifier during the heated debate.
او سعی کرد تا در طول بحث داغ، نقش تعدیلکننده را ایفا کند.
the manager used a mollifier to ease tensions among the team.
مدیر از یک تعدیلکننده برای کاهش تنشها در بین اعضای تیم استفاده کرد.
her kind words served as a mollifier after the argument.
کلمات مهربانانه او پس از بحث، نقش تعدیلکننده را ایفا کردند.
a good leader often acts as a mollifier in conflicts.
یک رهبر خوب اغلب در اختلافات نقش تعدیلکننده را ایفا میکند.
the teacher's explanation was a mollifier for the confused students.
توضیحات معلم برای دانشآموزان سردرگم، نقش تعدیلکننده را داشت.
using humor can be an effective mollifier in tense situations.
استفاده از طنز میتواند یک تعدیلکننده مؤثر در شرایط پرتنش باشد.
he acted as a mollifier, calming everyone down during the crisis.
او به عنوان یک تعدیلکننده عمل کرد و در طول بحران همه را آرام کرد.
the counselor's role is often that of a mollifier in family disputes.
نقش مشاور اغلب نقش تعدیلکننده در اختلافات خانوادگی است.
she used a gentle tone as a mollifier to resolve the conflict.
او از لحنی ملایم به عنوان یک تعدیلکننده برای حل اختلاف استفاده کرد.
his presence acted as a mollifier, making everyone feel at ease.
حضور او به عنوان یک تعدیلکننده عمل کرد و باعث شد همه احساس آرامش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید