molls

[ایالات متحده]/mɒlz/
[بریتانیا]/mɑlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معشوقه‌ها; فاحشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

molls in charge

بانوان خلافکار

molls and dolls

بانوان خلافکار و عروسک‌ها

molls of crime

بانوان جنایتکار

molls and thugs

بانوان خلافکار و زورگویان

molls in disguise

بانوان خلافکار در لباس مبدل

molls with style

بانوان خلافکار با سبک

molls and gangsters

بانوان خلافکار و گانگسترها

molls in movies

بانوان خلافکار در فیلم‌ها

جملات نمونه

he often molls his friends with kind words.

او اغلب دوستان خود را با سخنان مهربان آرام می‌کند.

she tried to moll the angry crowd.

او سعی کرد جمعیت خشمگین را آرام کند.

the manager molls the employees after the layoffs.

مدیر پس از تعدیل نیروها، کارمندان را آرام می‌کند.

to moll a child, you need patience.

برای آرام کردن یک کودک، به صبر نیاز دارید.

he used humor to moll the tense situation.

او از شوخ طبعی برای آرام کردن فضای پرتنش استفاده کرد.

she spoke softly to moll her upset friend.

او با لحنی آرام با دوست ناراحت خود صحبت کرد تا او را آرام کند.

the teacher molls the students before the exam.

معلم قبل از امتحان، دانش‌آموزان را آرام می‌کند.

to moll a critic, he acknowledged the feedback.

برای آرام کردن یک منتقد، او بازخورد را پذیرفت.

they tried to moll the situation with a compromise.

آنها سعی کردند با سازش، وضعیت را آرام کنند.

she knows how to moll her parents when she needs something.

او می‌داند چه زمانی به چیزی نیاز دارد، چگونه والدین خود را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید