momentarily

[ایالات متحده]/ˈməʊməntrəli/
[بریتانیا]/ˌmoʊmənˈterəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. برای لحظه‌ای; بسیار مختصر; در لحظه‌ای; به زودی; به طور موقت

جملات نمونه

be momentarily unable to speak

به طور لحظه‌ای نتوانم صحبت کنم

I was momentarily taken aback.

من به طور لحظه‌ای غافلگیر شدم.

He was momentarily unable to speak with excitement.

او به طور لحظه‌ای نتوانست با هیجان صحبت کند.

Luke looked momentarily distracted.

لوک به طور لحظه ای پراکنده به نظر رسید.

she blinked, momentarily blinded.

او چشمک زد، به طور لحظه‌ای کور شد.

George paused, momentarily confused.

جرج مکث کرد، به طور لحظه ای گیج.

Terror momentarily negated the effects of his injury.

ترس به طور لحظه‌ای اثرات جراحت او را خنثی کرد.

Her joy was so infectious that he momentarily forgot his own fears for the future.

شادی او آنقدر مسری بود که او به طور لحظه‌ای ترس‌های خود را برای آینده فراموش کرد.

A network of ripples quivered momentarily across the surface of the still pool.

شبکه‌ای از موج‌ها به طور لحظه‌ای بر روی سطح آب ساکن لرزید.

Then, momentarily distracted, be dipped his brush into his coffee, and was just about to drink the tur pentine when he recognized his mistake.

سپس، به طور لحظه ای پراکنده، قلم مویش را در قهوه خود فرو برد و درست همین لحظه بود که می خواست روغن تره بنزین را بنوشد که اشتباه خود را متوجه شد.

نمونه‌های واقعی

Your chocolate souffles will be out momentarily.

سوفله‌های شکلاتی شما در عرض چند لحظه آماده خواهند شد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

We'll have an address for you momentarily.

آدرس را در عرض چند دقیقه در اختیار شما قرار خواهیم داد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

" Perfect." He flashed his gleaming smile, dazing her momentarily.

" عالی است." او با لبخند درخشان خود، او را به طور موقت خیره کرد.

منبع: Twilight: Eclipse

I'm sure we'll feel awful for you momentarily.

مطمئنم که در عرض چند دقیقه برای شما خیلی بد خواهیم شد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Ms. Stevens will be with you momentarily. Can I offer you something to drink?

خانم استیونز در عرض چند دقیقه با شما خواهد بود. آیا می‌توانم چیزی برای نوشیدن به شما پیشنهاد کنم؟

منبع: EnglishPod 51-90

The Prime Minister was momentarily lost for words.

نخست‌وزیر برای لحظه‌ای کلماتش را از دست داد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

Harry felt Griphook's clasped hands tighten momentarily around his neck.

هری احساس کرد که دست‌های Griphook به طور موقت دور گردنش محکم‌تر می‌شوند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

His eyes flare momentarily in surprise.

چشمانش به طور لحظه‌ای از تعجب درخشیدند.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

" Ah, they are together now? " asked Krum, momentarily distracted.

" آه، آیا آنها اکنون با هم هستند؟ " کروم از سرقتگی پرسید.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

His eyes glanced momentarily at me and his lips parted with an abortive attempt at a laugh.

چشمانش به طور لحظه‌ای به من نگاه کرد و لب‌هایش با تلاشی ناموفق برای خنده باز شدند.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید