momzer

[ایالات متحده]/ˈmɒm.zə/
[بریتانیا]/ˈmɑːm.zər/

ترجمه

n. فرزند نامشروع، فرد بد، نژاد مخلوط؛ فرد حقیر، شیاد، فرد بی‌شرم
Word Forms
جمعmomzers

عبارات و ترکیب‌ها

momzer alert

هشدار momzer

momzer vibes

فضای momzer

momzer talk

گفتگوی momzer

momzer moment

لحظه momzer

momzer style

سبک momzer

momzer life

زندگی momzer

momzer energy

انرژی momzer

momzer support

حمایت momzer

momzer love

عشق momzer

momzer pride

افتخار momzer

جملات نمونه

he is such a momzer for not helping his friends.

او مردی بی‌فره و بی‌اعتنا به دوستانش است.

don't be a momzer; lend a hand when you can.

مرد نشو؛ وقتی می توانی کمک کن.

she called him a momzer for his selfish behavior.

او او را به خاطر رفتار خودخواهانه اش مرد خواند.

being a momzer won't get you far in life.

مرد بودن در زندگی شما را به جایی نخواهد رساند.

he acted like a momzer during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک مرد رفتار کرد.

she doesn't want to be seen as a momzer.

او نمی خواهد به عنوان یک مرد دیده شود.

stop being a momzer and take responsibility.

مرد بودن را متوقف کنید و مسئولیت را به عهده بگیرید.

he was called a momzer after skipping the event.

او بعد از نادیده گرفتن رویداد به عنوان یک مرد شناخته شد.

she thinks he's a momzer for always complaining.

او فکر می کند که او به خاطر همیشه شکایت کردن یک مرد است.

don't let being a momzer define who you are.

اجازه ندهید مرد بودن هویت شما را تعریف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید