monistic

[ایالات متحده]/məˈnɪstɪk/
[بریتانیا]/məˈnɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط دکترین که تنها یک موجود یا اصل برتر وجود دارد

عبارات و ترکیب‌ها

monistic philosophy

فلسفه یکتاپرستانه

monistic approach

رویکرد یکتاپرستانه

monistic theory

نظریه یکتاپرستانه

monistic worldview

دیدگاه یکتاپرستانه جهان

monistic belief

باور یکتاپرستانه

monistic unity

وحدت یکتاپرستانه

monistic perspective

دیدگاه یکتاپرستانه

monistic system

سامانه یکتاپرستانه

monistic ethics

اخلاق یکتاپرستانه

monistic nature

طبیعت یکتاپرستانه

جملات نمونه

the philosopher proposed a monistic view of reality.

فيلسوف یک دیدگاه یگانه نگر از واقعیت را پیشنهاد کرد.

monistic theories often emphasize the unity of existence.

تئوری‌های یگانه نگر اغلب بر وحدت وجود تأکید می‌کنند.

in a monistic framework, mind and body are seen as one.

در چارچوب یگانه نگر، ذهن و بدن به عنوان یک واحد دیده می شوند.

many ancient cultures held monistic beliefs about the universe.

فرهنگ‌های باستانی زیادی باورهای یگانه نگر در مورد جهان داشتند.

monistic approaches can simplify complex philosophical debates.

رویکردهای یگانه نگر می توانند بحث های فلسفی پیچیده را ساده کنند.

the book explores monistic concepts in eastern philosophy.

این کتاب مفاهیم یگانه نگر را در فلسفه شرقی بررسی می‌کند.

critics argue that monistic views overlook important differences.

منتقدان استدلال می کنند که دیدگاه های یگانه نگر تفاوت های مهم را نادیده می گیرند.

monistic ethics often advocate for a holistic perspective.

اخلاق یگانه نگر اغلب از یک دیدگاه جامع حمایت می کند.

her monistic perspective influenced her artistic expression.

دیدگاه یگانه نگر او بر بیان هنری او تأثیر گذاشت.

understanding monistic principles can enhance our worldview.

درک اصول یگانه نگر می تواند جهان بینی ما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید