monkfish

[ایالات متحده]/'mʌŋkfiʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی قلابی؛ ماهی غاز.

جملات نمونه

The chef prepared a delicious monkfish curry for dinner.

سرآشپز یک خوراک ماهی غول‌پیشک خوشمزه برای شام آماده کرد.

Monkfish is a popular seafood choice in many restaurants.

ماهی غول‌پیشک یک انتخاب محبوب غذاهای دریایی در بسیاری از رستوران‌ها است.

I ordered the monkfish special at the seafood restaurant.

من غذای ویژه ماهی غول‌پیشک را در رستوران غذاهای دریایی سفارش دادم.

The monkfish was grilled to perfection.

ماهی غول‌پیشک به خوبی گریل شد.

Monkfish is known for its unique texture and flavor.

ماهی غول‌پیشک به دلیل بافت و طعم منحصر به فردش شناخته شده است.

The monkfish fillets were seasoned with herbs and lemon.

فیله‌های ماهی غول‌پیشک با گیاهان و لیمو طعم‌دار شدند.

I prefer monkfish over other types of white fish.

من ماهی غول‌پیشک را به جای سایر انواع ماهی‌های سفید ترجیح می‌دهم.

The monkfish stew simmered on the stove for hours.

خوراک ماهی غول‌پیشک ساعت‌ها روی اجاق گاز پخت.

The market had fresh monkfish on sale today.

امروز بازار ماهی غول‌پیشک تازه به فروش می‌رساند.

Monkfish can be fried, baked, or grilled.

می‌توان ماهی غول‌پیشک را سرخ کرد، پخت یا گریل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید