monogeny

[ایالات متحده]/ˌmɒnəˈdʒɛni/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˈdʒɛni/

ترجمه

n. حالت تولید مثل که شامل یک والد واحد است

عبارات و ترکیب‌ها

monogeny theory

تئوری تک‌ریشه‌ای

monogeny hypothesis

فرضیه تک‌ریشه‌ای

monogeny model

مدل تک‌ریشه‌ای

monogeny concept

مفهوم تک‌ریشه‌ای

monogeny evidence

اثبات تک‌ریشه‌ای

monogeny debate

بحث تک‌ریشه‌ای

monogeny origin

ریشه تک‌ریشه‌ای

monogeny classification

طبقه بندی تک‌ریشه‌ای

monogeny research

تحقیقات تک‌ریشه‌ای

جملات نمونه

monogeny suggests a single origin for species.

مونوجنی نشان‌دهنده یک منشاء واحد برای گونه‌ها است.

the theory of monogeny has implications for evolutionary biology.

تئوری مونوجنی پیامدهایی برای زیست‌شناسی تکاملی دارد.

many scientists debate the validity of monogeny.

بسیاری از دانشمندان در مورد اعتبار مونوجنی بحث می‌کنند.

monogeny can explain certain genetic similarities.

مونوجنی می‌تواند برخی از شباهت‌های ژنتیکی را توضیح دهد.

some researchers support monogeny over polygeny.

برخی از محققان از مونوجنی به جای پلی‌جنی حمایت می‌کنند.

monogeny plays a crucial role in understanding human ancestry.

مونوجنی نقش مهمی در درک ریشه‌های اجدادی انسان دارد.

the concept of monogeny is often misunderstood.

مفهوم مونوجنی اغلب به درستی درک نمی‌شود.

monogeny can be contrasted with theories of polygeny.

می‌توان مونوجنی را با نظریه‌های پلی‌جنی مقایسه کرد.

evidence supporting monogeny is found in various studies.

شواهدی که از مونوجنی حمایت می‌کنند در مطالعات مختلف یافت می‌شوند.

understanding monogeny can enhance our knowledge of biodiversity.

درک مونوجنی می‌تواند دانش ما را در مورد تنوع زیستی افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید