mononucleosis

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊnjuːˈkliːəʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˌnuːkliˈoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری که با افزایش گلبول‌های سفید تک‌هسته‌ای مشخص می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

mononucleosis symptoms

علائم مونونوکلئوز

mononucleosis diagnosis

تشخیص مونونوکلئوز

mononucleosis treatment

درمان مونونوکلئوز

mononucleosis causes

علت‌های مونونوکلئوز

mononucleosis infection

عفونت مونونوکلئوز

mononucleosis virus

ویروس مونونوکلئوز

mononucleosis recovery

بهبودی از مونونوکلئوز

mononucleosis prevention

جلوگیری از مونونوکلئوز

mononucleosis outbreak

شیوع مونونوکلئوز

mononucleosis complications

پیامدهای مونونوکلئوز

جملات نمونه

she was diagnosed with mononucleosis last week.

او هفته گذشته به مونونوکلوز تشخیص داده شد.

mononucleosis can cause extreme fatigue.

مونونوکلوز می‌تواند باعث خستگی شدید شود.

he missed school due to mononucleosis.

او به دلیل مونونوکلوز مدرسه را از دست داد.

mononucleosis is often called the kissing disease.

مونونوکلوز اغلب به عنوان بیماری بوسه شناخته می‌شود.

symptoms of mononucleosis include fever and sore throat.

علائم مونونوکلوز شامل تب و گلو درد است.

rest is essential when recovering from mononucleosis.

استراحت برای بهبودی از مونونوکلوز ضروری است.

mononucleosis can be caused by the epstein-barr virus.

مونونوکلوز می‌تواند توسط ویروس اپشتاین-بار ایجاد شود.

doctors recommend hydration for those with mononucleosis.

پزشکان برای کسانی که مونونوکلوز دارند، هیدراتاسیون را توصیه می‌کنند.

many teenagers experience mononucleosis at some point.

بسیاری از نوجوانان در طول زندگی خود به مونونوکلوز مبتلا می‌شوند.

mononucleosis can lead to complications if not treated properly.

اگر به درستی درمان نشود، مونونوکلوز می‌تواند منجر به عوارض شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید