monophagy

[ایالات متحده]/ˈmɒnəfədʒi/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəfədʒi/

ترجمه

n. عمل تغذیه بر روی یک نوع غذا

عبارات و ترکیب‌ها

monophagy species

گونه‌های تک‌غذاخوری

monophagy behavior

رفتار تک‌غذاخوری

monophagy diet

رژیم غذایی تک‌غذاخوری

monophagy adaptation

سازگاری تک‌غذاخوری

monophagy strategy

استراتژی تک‌غذاخوری

monophagy organisms

موجودات تک‌غذاخوری

monophagy niche

جایگاه زیستی تک‌غذاخوری

monophagy example

مثال تک‌غذاخوری

monophagy classification

طبقه بندی تک‌غذاخوری

monophagy implications

پیامدهای تک‌غذاخوری

جملات نمونه

monophagy can lead to nutritional deficiencies in animals.

یک‌غذاخوری می‌تواند منجر به کمبودهای تغذیه‌ای در حیوانات شود.

some species exhibit monophagy as a survival strategy.

برخی از گونه‌ها یک‌غذاخوری را به عنوان یک استراتژی بقا نشان می‌دهند.

monophagy is common in certain insect populations.

یک‌غذاخوری در جمعیت‌های خاص حشرات رایج است.

the study focused on the effects of monophagy on growth rates.

این مطالعه بر روی اثرات یک‌غذاخوری بر نرخ رشد متمرکز بود.

monophagy can affect the ecosystem by reducing biodiversity.

یک‌غذاخوری می‌تواند با کاهش تنوع زیستی بر اکوسیستم تأثیر بگذارد.

some animals adapt to monophagy during specific seasons.

برخی از حیوانات در طول فصول خاص به یک‌غذاخوری سازگار می‌شوند.

monophagy may provide advantages in stable environments.

یک‌غذاخوری ممکن است در محیط‌های پایدار مزایایی ارائه دهد.

researchers are studying the monophagy behavior of caterpillars.

محققان در حال مطالعه رفتار یک‌غذاخوری در مورد حشرات نقاد هستند.

understanding monophagy can help in conservation efforts.

درک یک‌غذاخوری می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

monophagy often results from limited food availability.

یک‌غذاخوری اغلب ناشی از محدودیت در دسترس بودن غذا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید