monopolizers

[ایالات متحده]/məˈnɒpəlaɪzəz/
[بریتانیا]/məˈnɑːpəlaɪzərz/

ترجمه

n. افرادی یا نهادهایی که بازار یا منابع را انحصاری می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

market monopolizers

متصرفان بازار

resource monopolizers

متصرفان منابع

information monopolizers

متصرفان اطلاعات

power monopolizers

متصرفان قدرت

profit monopolizers

متصرفان سود

influence monopolizers

متصرفان نفوذ

technology monopolizers

متصرفان فناوری

data monopolizers

متصرفان داده

trade monopolizers

متصرفان تجارت

market share monopolizers

متصرفان سهم بازار

جملات نمونه

monopolizers often stifle competition in the market.

متصدیان انحصار اغلب رقابت در بازار را خفه می‌کنند.

many monopolizers take advantage of their market power.

بسیاری از متصدیان انحصار از قدرت بازار خود سوء استفاده می‌کنند.

regulators are trying to break the hold of monopolizers.

تنظیم‌کننده‌ها در تلاشند تا سلطه متصدیان انحصار را بشکنند.

monopolizers can lead to higher prices for consumers.

متصدیان انحصار می‌توانند منجر به افزایش قیمت‌ها برای مصرف‌کنندگان شوند.

critics argue that monopolizers harm innovation.

منتقدان استدلال می‌کنند که متصدیان انحصار به نوآوری آسیب می‌رسانند.

some monopolizers use aggressive tactics to maintain dominance.

برخی از متصدیان انحصار از تاکتیک‌های تهاجمی برای حفظ سلطه استفاده می‌کنند.

monopolizers often face legal challenges from the government.

متصدیان انحصار اغلب با چالش‌های قانونی از سوی دولت مواجه می‌شوند.

economists study the impact of monopolizers on the economy.

اقتصاددانان تأثیر متصدیان انحصار بر اقتصاد را مطالعه می‌کنند.

monopolizers can create barriers to entry for new firms.

متصدیان انحصار می‌توانند موانعی برای ورود شرکت‌های جدید ایجاد کنند.

public awareness of monopolizers is increasing.

آگاهی عمومی از متصدیان انحصار در حال افزایش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید