conquerors

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkərəz/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋkərərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک مکان یا مردم را فتح می‌کنند یا کنترل می‌گیرند

عبارات و ترکیب‌ها

great conquerors

قهرمانان بزرگ

famous conquerors

قهرمانان مشهور

ancient conquerors

قهرمانان باستانی

fearless conquerors

قهرمانان بی‌بدیل

legendary conquerors

قهرمانان افسانه‌ای

brave conquerors

قهرمانان شجاع

notable conquerors

قهرمانان برجسته

powerful conquerors

قهرمانان قدرتمند

historic conquerors

قهرمانان تاریخی

ultimate conquerors

قهرمانان نهایی

جملات نمونه

the conquerors celebrated their victory with a grand feast.

غالبان پیروزی خود را با یک جشن بزرگ جشن گرفتند.

history remembers the conquerors who changed the world.

تاریخ، غالبینی را به یاد می‌برد که جهان را تغییر دادند.

conquerors often face resistance from the local population.

غالبان اغلب با مقاومت مردم محلی روبرو می‌شوند.

the stories of conquerors inspire many to pursue greatness.

داستان‌های غلابان بسیاری را به دنبال دستیابی به عظمت الهام می‌بخشد.

conquerors leave a lasting legacy in history books.

غالبان میراث ماندگاری در کتاب‌های تاریخ از خود به جا می‌گذارند.

many conquerors sought riches and power in new lands.

غالبان بسیاری به دنبال ثروت و قدرت در سرزمین‌های جدید بودند.

conquerors often used advanced tactics to defeat their enemies.

غالبان اغلب از تاکتیک‌های پیشرفته برای شکست دادن دشمنان خود استفاده می‌کردند.

some conquerors were known for their brutal methods.

برخی از غلابان به دلیل روش‌های خشن خود شناخته می‌شدند.

the conquerors' journey was filled with challenges and triumphs.

سفر غلابان با چالش‌ها و پیروزی‌ها پر شده بود.

conquerors often documented their adventures in journals.

غالبان اغلب ماجراهای خود را در دفترچه یادداشت ثبت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید