he mooches around
او اطراف را می چرخد
she mooches off
او از دیگران می گیرد
always mooches money
همیشه برای پول می چرخد
mooches for food
برای غذا می چرخد
mooches from friends
از دوستانش می گیرد
mooches off others
از دیگران می گیرد
he often mooches
او اغلب می چرخد
she mooches daily
او به طور روزانه می گیرد
mooches without shame
بدون شرم می گیرد
mooches for drinks
برای نوشیدنی می گیرد
he always mooches off his friends for free meals.
او همیشه از دوستانش برای وعدههای غذایی رایگان استفاده میکند.
stop mooching around and get a job!
دیگر از دیگران استفاده نکنید و یک شغل پیدا کنید!
she has a habit of mooching off her parents.
او عادت دارد از والدینش استفاده کند.
don't be a mooch; contribute to the group.
یک انگل نباشید؛ به گروه کمک کنید.
he mooches rides from his friends whenever he can.
او هر وقت میتواند از دوستانش سواری میگیرد.
she tends to mooch off others instead of working hard.
او معمولاً به جای تلاش زیاد از دیگران استفاده میکند.
it's not fair when one person mooches off the others.
وقتی یک نفر از دیگران استفاده میکند منصفانه نیست.
he’s always mooching for favors at the office.
او همیشه در محل کار برای انجام دادن کار درخواست میکند.
don't be a mooch; pay your share of the bill.
یک انگل نباشید؛ سهم خود را در هزینه پرداخت کنید.
she feels guilty for mooching off her friends' generosity.
او به خاطر استفاده از سخاوت دوستانش احساس گناه میکند.
he mooches around
او اطراف را می چرخد
she mooches off
او از دیگران می گیرد
always mooches money
همیشه برای پول می چرخد
mooches for food
برای غذا می چرخد
mooches from friends
از دوستانش می گیرد
mooches off others
از دیگران می گیرد
he often mooches
او اغلب می چرخد
she mooches daily
او به طور روزانه می گیرد
mooches without shame
بدون شرم می گیرد
mooches for drinks
برای نوشیدنی می گیرد
he always mooches off his friends for free meals.
او همیشه از دوستانش برای وعدههای غذایی رایگان استفاده میکند.
stop mooching around and get a job!
دیگر از دیگران استفاده نکنید و یک شغل پیدا کنید!
she has a habit of mooching off her parents.
او عادت دارد از والدینش استفاده کند.
don't be a mooch; contribute to the group.
یک انگل نباشید؛ به گروه کمک کنید.
he mooches rides from his friends whenever he can.
او هر وقت میتواند از دوستانش سواری میگیرد.
she tends to mooch off others instead of working hard.
او معمولاً به جای تلاش زیاد از دیگران استفاده میکند.
it's not fair when one person mooches off the others.
وقتی یک نفر از دیگران استفاده میکند منصفانه نیست.
he’s always mooching for favors at the office.
او همیشه در محل کار برای انجام دادن کار درخواست میکند.
don't be a mooch; pay your share of the bill.
یک انگل نباشید؛ سهم خود را در هزینه پرداخت کنید.
she feels guilty for mooching off her friends' generosity.
او به خاطر استفاده از سخاوت دوستانش احساس گناه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید