morceaux

[ایالات متحده]/mɔːˈsəʊ/
[بریتانیا]/mɔrˈsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌ها، قطعات

عبارات و ترکیب‌ها

morceaux de gâteau

تکه‌های کیک

morceaux de viande

تکه‌های گوشت

morceaux de papier

تکه‌های کاغذ

morceaux de chocolat

تکه‌های شکلات

morceaux de bois

تکه‌های چوب

morceaux de fromage

تکه‌های پنیر

morceaux de fruit

تکه‌های میوه

morceaux de pain

تکه‌های نان

morceaux de verre

تکه‌های شیشه

morceaux de métal

تکه‌های فلز

جملات نمونه

she cut the cake into several morceaux.

او کیک را به چند قطعه برش زد.

he served the dish in small morceaux for easy eating.

او غذا را به صورت قطعات کوچک برای خوردن آسان سرو کرد.

they found morceaux of glass on the floor.

آنها قطعاتی از شیشه را روی زمین پیدا کردند.

we need to divide the project into smaller morceaux.

ما باید پروژه را به قطعات کوچکتر تقسیم کنیم.

the artist used various morceaux to create the sculpture.

هنرمند از قطعات مختلف برای ساخت مجسمه استفاده کرد.

she enjoys listening to morceaux of classical music.

او از گوش دادن به قطعات موسیقی کلاسیک لذت می برد.

he collected morceaux of wood for the fire.

او قطعاتی از چوب را برای آتش جمع کرد.

they shared their favorite morceaux from the book.

آنها قطعات مورد علاقه خود را از کتاب به اشتراک گذاشتند.

he has a few morceaux of advice for new students.

او چند قطعه توصیه برای دانشجویان جدید دارد.

we found some interesting morceaux in the old archive.

ما قطعات جالب را در بایگانی قدیمی پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید