morgues

[ایالات متحده]/mɔːɡz/
[بریتانیا]/mɔrɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که اجساد در آن نگهداری می‌شوند، به‌ویژه برای معاینه

عبارات و ترکیب‌ها

city morgues

مراكز تشريح شهر

hospital morgues

مراكز تشريح بيمارستان

county morgues

مراكز تشريح شهرستان

local morgues

مراكز تشريح محلي

abandoned morgues

مراكز تشريح متروکه

public morgues

مراكز تشريح عمومي

military morgues

مراكز تشريح نظامي

forensic morgues

مراكز تشريح پزشكي قانونی

temporary morgues

مراكز تشريح موقت

private morgues

مراكز تشريح خصوصي

جملات نمونه

the morgues were filled with unidentified bodies after the disaster.

پس از فاجعه، سردخانه‌ها پر از جسدهای ناشناس بودند.

investigators often visit morgues to examine evidence.

تحقیقات‌گران اغلب برای بررسی مدارک از سردخانه‌ها بازدید می‌کنند.

the morgues in the city are overwhelmed during flu season.

سردخانه‌های شهر در طول فصل آنفولانزا درگیر هستند.

she worked in the morgue as a forensic technician.

او به عنوان تکنسین پزشکی قانونی در سردخانه کار می‌کرد.

morgues play a crucial role in criminal investigations.

سردخانه‌ها نقش مهمی در تحقیقات جنایی ایفا می‌کنند.

families often wait anxiously outside the morgues for news.

خانواده‌ها اغلب مضطراً بیرون از سردخانه‌ها منتظر اخبار می‌مانند.

the morgue staff handled the situation with great professionalism.

پرسنل سردخانه با حرفه‌ای‌گری فراوان با این وضعیت برخورد کردند.

morgues are essential for identifying victims of crime.

سردخانه‌ها برای شناسایی قربانیان جرم ضروری هستند.

after the accident, the morgues had to expand their facilities.

پس از حادثه، سردخانه‌ها مجبور شدند امکانات خود را گسترش دهند.

the chilling silence of the morgues was unsettling.

سکوت سرد و ناراحت‌کننده سردخانه‌ها آزاردهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید