postmortem

[ایالات متحده]/pəust'mɔ:təm/
[بریتانیا]/postˈmɔrtəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پس از مرگ اتفاق افتاده یا انجام شده؛ مربوط به کالبدشکافی
n. کالبدشکافی
vt. & vi. کالبدشکافی کردن (بر روی...)
adv. پس از مرگ

عبارات و ترکیب‌ها

postmortem examination

بررسی جسد

postmortem report

گزارش بررسی جسد

جملات نمونه

a postmortem on last week’s disaster

بررسی پس از مرگ فاجعه هفته گذشته

postmortem changes; a postmortem examination to determine cause of death ; postmortal wounds.

تغییرات پس از مرگ؛ معاینه جسد پس از مرگ برای تعیین علت مرگ؛ زخم های پس از مرگ.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید